تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ميكنند همينطور كه تو در قرآنت گفتى و ما اين را قبول داريم و با تو همفكر هستيم ، چون جبرئيل اين سوره بپيغمبر عرضه كرد و آن دو جمله در آن نبود پيغمبر اندوهناك شد آيت 52 « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ » تا آخر براى آرامش دل پيغمبر نازل شد . مجمع : از ابن عبّاس نظير همين قضيّه را نقل كرده است و در آخر گفته است : اگر اين قضيّه از اصل دروغ نباشد بايد اين طور باشد كه چون پيغمبر آيات را مكرّر ميفرمود و بتها را بزشتى ياد ميكرد چون اين آيه را خواند و بكلمات « لات و عزّى و مناة » كه نام بتهاى عرب است رسيد يكى از كافران از ترس اينكه مبادا پيغمبر كلمه ى زشتى براى توصيف آن بتها بفرمايد ، صداى خود را بلند كرد و اين كلمات را « تلك الغرانيق يا غرانقة » تا آخر بميان قرائت پيغمبر آورد كه مردم بپندارند از قرآن است و گفته ى پيغمبر ، و در آيه كه گفته شده است « أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِه » مقصود از شيطان همان مرد عرب است كه به خيال خام و آرزوى خود چنين سخنى را به قرآن و بپيغمبر نسبت داده است . و سيّد مرتضى اين مطلب را در كتاب تنزيه الأنبياى خود آورده است و اصل اين احتمال از النّاصر للحقّ يكى از پيشوايان زيديّه است ، و اين تأويل خوبى است براى اين آيه . ترجمه : 52 و [ تو اى محمّد از رفتار اين كافران دلگير مباش كه ] هيچ پيغمبرى پيش از تو نبود مگر كه در هنگام فكر و سخنش ديو [ و آدم ديوخوى ] چيزى در آن مىافكند [ و خود را خوشدل داشته كه او را جلوگير شده است ولى ] خداوند آنچه را كه شيطان بيفكند نسخ و نابود مىكند و از آن پس آيات خود را استوار ميدارد كه او دانا است و حكيم 53 [ اين حوادث ] براى آن است كه خداوند مداخلات شيطانى را وسيله ى آزمايش قرار دهد براى مردم بيمار دل و آنها كه دلهاشان داراى قساوت و سختى است و البتّه [ اين گونه مردم ستمكارند ] و ستمكاران در دو دستگى و دورى از يكديگرند [ كه هرگز يكدل نميشوند ] 54 و نيز براى آن است كه مردم عالم و خردمند بدانند كه اين آيات بدرستى از سوى خداى تو است و به آن مؤمن شوند و دلهاشان در برابر آن نرم شود كه البتّه خداوند به راه راست راهنماى مؤمنان