آنچه بسوى حقّ ميرسد [ و براى شما ميماند ] پرهيزگارى است و پاكدلى شما ، اين است كه ما آنها را بفرمانتان كرديم تا خدا را ببزرگى ياد كنيد كه شما را راهنمائى كرده است و روش دين و زندگى آموخته است ، و تو اى محمّد بمردم نيكوكار نويد بده و خاطرشان شاد بدار
38 كه همانا خداوند مدافع مؤمنين است و مردم نادرست و ناسپاس را دوست ندارد
39 [ از اين جهت ] اجازه ى جنگ داده شده است براى آنها كه آماده ى جنگ هستند چون ستمديدهاند و خداوند هم بر يارىشان توانا است
40 آنها همان مردم هستند كه آنانرا بناروا از خانمانشان بيرون كردند [ و گناهى نداشتند ] مگر كه ميگفتند : آفريدگار ما خداوند است [ پس چاره اى جز جنگ با دشمن نيست ] چون اگر خداوند بوسيله ى يكدسته مردم جلو ديگران را نگيرد البتّه صومعه ى راهبان و كنيسه ى ترسايان و صلوات و معابد يهود و مساجدى كه بسيار در آن نام خدا برده مىشود [ جملگى بدست مردم بدخو ] خراب ميشد و البتّه خداوند كسانى را يارى مىكند كه دين او را يارى كنند چون كه نيرومند است ، و برتر از هر چيز
41 آن كسان را [ خداوند يارى مىكند ] كه اگر بر زمين توانائى و فرماندهىشان داديم [ خود را نميبازند ] و نماز ميخوانند و زكات ميدهند و امر بمعروف و نهى از منكر ميكنند ولى سر انجام و پايان همه ى كارها بسوى خداوند است [ كه كس را از آغاز و انجام آن آگهى نيست جز كه بايد بوظيفه ى خود رفتار كند ]
42 و اگر كافران تو را [ در اين سخنان ] دروغزن شمارند [ تازگى ندارد ] كه پيش از اينها مردم نوح و عاد و ثمود
43 و مردم ابراهيم و گروه لوط
44 و اصحاب مدين [ همگى گفتار پيغمبران را ] دروغ شمردند و هم موسى را دروغگو شمردند و ما هم آنها را چندى به خود گذاشتيم كه آسوده بودند سپس گرفتارشان كرديم پس [ خود بينديشند ] كه عاقبت انكار و سرسختى چگونه بود و بكجا انجام شد ؟
45 و چه بسيار آباديها كه مردمش ستمكار بودند و نابودشان كرديم و آن ساختمانها سقف افتاده و ديوارها به روى سقف خراب شده بود و يا سر پا مانده و خالى از آدمى بود و چاه آب بجاى مانده بىاستفاده و هم قصر بلند آراسته تهى مانده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢١١