آسمان بالا رود و اين مسافت را بپيمايد و بنگرد كه اين چاره گرى سودى براى او دارد و خشم او را كه با سلام دعوتش ميكنند و آزرده مىشود آرام مىكند ؟ 4 - بعضى گفتهاند معنى آيه اين است : آنكه ميپندارد خدا او را به دنيا و آخرت روزى نميدهد خود را خفه كند كه نميتواند به روزى خود بيفزايد ، و اين مثل است براى آن بيخردى كه به آنچه خدا به او داده است راضى نيست يعنى داستان اين گونه مردم مثل داستان آنكس است كه خود را خفه كند ، و « ينصره » بمعنى « يرزقه » است چون عرب ميگويد « ارض منصورة » يعنى « ممطورة » زمين منصوره بمعنى باران رسيده و روزى يافته است « 1 » .
[ « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هادُوا وَالصَّابِئِينَ - » تا آخر آيه « 17 أبو الفتوح حق تعالى گفت اين جماعت را از مسلمانان و جهودان و گبركان و ترسايان و مشركان من فرداى قيامت ميان ايشان فصل كنم ، در معنى فصل دو قول گفتند : يكى آنكه حكم كنيم ، ديگر آنكه جدا كنيم و مايز نمائيم از يكديگر تا محقّ از مبطل شناخته شود روى محقّ سفيد كنيم و روى مبطل سياه تا مردمان خود فرق كنند ميان ايشان بضرورت ] .
« ألَمْ تَرَ أَنَّ اللَّه يَسْجُدُ لَه مَنْ فِي السَّماواتِ - » تا آخر « 18 كشف : مجاهد گفت : سجود جمادات همان تحوّل سايه ى آنها است .
أبو الفتوح نوشته است : نميبينى يعنى نميدانى و اين رؤيت بمعنى علم است . خداى را سجده مىكند هر كه در آسمان و هر كه در زمين است ، آنچه عقلايند سجده ى ايشان بر حقيقت است و آنچه جماد است از آفتاب و ماه و ستارگان و كوهها و درختان و ناعاقلان از چهارپايان سجود ايشان از جهت ذلَّت و خشوع و مسخّر
هامش
( 1 ) استاد ما مرحوم شعرانى فرموده : « تمثيلى است براى حسودان كه خويش را برنج مىافكنند به گمان آنكه رنج آنها سبب زوال نعمت از محسود است ، و فرموده : خود را بريسمان بياويز و نزديك مرگ ببر ، آنگاه ريسمان را ببر و خود را از مرگ نجات ده تا عقلت به تو باز گردد و ببين آيا اين خود رنجانى و لو منجرّ بمرگ شود نعمت را از محسود زائل مىكند ! » ( مصحّح )