شدن خدايرا با آنچه دليل كند كه آن را صانعى هست قادر و عالم پس چون عاقلان عند نظر در اين چيزها خدايرا بشناختند و بدانستند كه او به اين نعمتها كه كرد مستحقّ عبادت و سجود است پنداشتى اين سجده ايشان كردند از آنجا كه بدعوت ايشان بود .
فخر : يك معنى سجود اين است كه چون همه ى موجودات ممكن هستند كه باشند يا نباشند پس در پيدايش نيازمند به خداوند هستند و همين نيازمندى ناگزير موجودات برتر و نمايانتر است بفروتنى و سجود و خضوع آنها براى خداوند از پيشانى بر زمين نهادن آدميان .
حسينى نوشته : سجده نشان خضوع دل و نهايت تواضع و تضرّع و غايت تعظيم و تكريم است و همه ى ذوات عالم مر خداى را خاضع و خاشعاند بدلالت حال كه افصح است از دلالت مقال ، بيت :
در نگر تا بينى از عين شهود
جمله ذرّات جهان را در سجود
« وَمَنْ يُهِنِ اللَّه - » تا آخر « 18 كشف : يعنى آن را كه خدا كومك و يارى نكرد و تنها گذارد ارزشى و توفيقى براى او نخواهد بود .
« هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا » 19 طبرى : در مقصود از اين جمله اختلاف است :
1 - از أبو ذرّ غفارى نقل شده است كه مقصود دو دسته ى جنگآور روز جنگ بدر است كه حمزه و علىّ و عبيدة بن الحارث بودند و با عتبه و شيبه و وليد بتپرست و مشرك در راه دين جنگ كردند . 2 - ابن عبّاس گفته است : يك دسته مؤمنين بودند و دسته ى ديگر يهود و مسيحى بودند كه با يكديگر برابر ميشدند آنها دين و كتاب خود را برتر ميدانستند چون جلوتر بودهاند و مسلمين ميگفتند ما به محمّد و به پيغمبر شما مؤمن هستيم و شما از حسد منكر آن حضرت ميشويد با اينكه او را ميشناسيد ، اين معنى خصومت دو دسته است در فكر خداپرستى خود ، 3 مجاهد و عدّه اى ديگر گفتهاند : مقصود كافر و مؤمن است كه با يكديگر نزاع ميكنند و هر كدام روش و دين خود را برتر ميدانند .