است چونكه دليل استوار بر دين خود پيدا نكرده است در دين خود بيقرار است ، و بهر اشتباه كارى و مغلطه تسليم مىشود . مجاهد گفته است : يعنى بعضى خدا - پرستيشان بر شكّ است ، حسن بصرى گفته است : يعنى بر زبان است نه در دل - آنها چون دين دو طرف دارد زبان آدمى و دل او پس آنكه در زبان اسلام دارد نه در دل خداپرستيش بر يك كناره است .
فخر : ابو سعيد خدرى گفته است : مردى يهودى مسلمان شد از آن پس كور شد و فرزندش مرد و سرمايه اش نابود شد ، بپيغمبر گفت : مرا ناديده انگار و ببخش چون از اين دين خيرى نديدم كه بىچشم و مال و فرزند شدم ، پيغمبر فرمود : دين اسلام چيزى نيست كه من ببخشم و ناديده پندارم ولى دين اسلام مانند كوره است كه موادّ خارجى طلا و نقره و آهن را از آنها جدا مىكند ، از پس اين گفتگو اين آيه نازل شد .
« خَسِرَ الدُّنْيا وَالآخِرَةَ » 11 مجمع : « خاسر الدّنيا و الآخرة » با الف در خاسر و با جرّ و صداى زير در كلمه ى آخرت نيز قرائت شده است .
حسينى نوشته است : زيان كرد در دنيا كه بمراد نرسيد و زيان كند در آخرت كه عملهاى او نابود شده است . بيت :
نى مال و نه اعمال نه دنيا و نه دين
نى لامعه ى صدق نه انوار يقين
در هر دو جهان منفعل و خوار و حزين
البتّه زيانى نبود بدتر از اين
« يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّه » 13 أبو الفتوح : در معنى اين لام اختلاف است :
1 - زيادى است ، 2 - بمعنى تأكيد است يعنى ميخواند آنكه را البته زيانش بيش از سود او است ، 3 - جواب دو قسم است كه از جمله فهميده مىشود يعنى يدعو لمن ضرّه 4 - « يدعو » دنباله ى « الضَّلالُ الْبَعِيدُ » جمله ى جلو است و لام ابتداء است و « من » مبتداء ، و جمله ى بعد خبر است و معنى چنين است : اين است آن گمراهى