تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
دادن و بگناه خويش معترف بودن و بسوز و نياز در گفت « ظَلَمْنا أَنْفُسَنا » اقتداء بآدم كردن . سهل تسترى گفت : در اين كار نظر كردم هيچ راه بحقّ نزديكتر از نياز نديدم و هيچ حجاب صعبتر از دعوى نيافتم ، به راه ابليس فرونگر تا همه دعوى بينى ، به راه آدم فرونگر تا همه نياز بينى . فخر : در اين جمله چند وجه است : 1 - مقصود از قول كلمهء شهادت است كه « لا إِله إِلَّا اللَّه » باشد چون جاى ديگر گفته شده است « مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً » و باز در جاى ديگر گفته شده است « إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ » 2 - سدّى گفته است مقصود قرآن است ، 3 - ابن عبّاس : مقصود اين سخن مردم بهشت است « الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَه » 4 - مقصود آن خبرهاى خوشى است كه در عالم ديگر به آنها ميرسد و رهبرى ميشوند بنعمتهاى دائمى و شادى و تندرستى ، 5 - چون گرفتاريهاى مادّى و بدنى مانند پرده اى است كه جلوگير از وصول روح بشرى است بعوالم قدس الهى ولى از پس جدائى روح از بدن پرده برداشته مىشود و نور خداوندى نمودار مىشود ، و همين است معنى اين جمله كه مؤمنين رهبرى و هدايت ميشوند بطيّب من القول و بصراط الحميد و آن پرتو الهى است كه بهترين سخن و پسنديده - ترين راه است . استفاده و سخن ما همان است كه در ترجمه و نقل سخن ديگران نوشتيم . [ سوره الحج ( 22 ) : آيات 25 تا 78 ] إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه وَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناه لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيه وَالْبادِ وَمَنْ يُرِدْ فِيه بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْه مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ ( 25 ) وَإِذْ بَوَّأْنا لإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ( 26 ) وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَعَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ( 27 ) لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّه فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها