تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و سهوى در كار نبود در زبور نوشتيم . « أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها » 105 فخر : بعضى گفته‌اند : يعنى زمين بهشت را به ارث مىبرند ، و بعضى گفته‌اند يعنى عاقبت زمين و دنيا در دست مؤمنين و صالحين خواهد بود ، و ديگرى گفته است : يعنى زمين مقدّس به ارث در تصرّف صالحين خواهد بود . « عِبادِيَ الصَّالِحُونَ » 105 كشف نوشته است : كتب اينجا بمعنى « اخبار » است و « ذكر » تورات است ، و صالحون امّت محمّدند ، ميگويد موسى را و داود را و امّت ايشان را خبر داديم كه امّت محمّد شايستگان و برگزيدگان مااند ، خاصّگيان حضرت مااند هر چند به صورت بيگاه خاستند امّا بمعنى بگاه خاستند . نحن الآخرون السّابقون بيگاه خيزان بودند در عالم قدرت امّا بگاه خيز بودند در عالم مشيّت صبح مشيّت سر برميزد كه ايشان برخاسته بودند لكن آفتاب اظهار قدرت فرو ميشد كه پيراهن عدم را چاك كردند در خلقت مؤخّر بودند امّا در خلقت « 1 » مقدّم بودند همه را باوّل آورديم و ايشان را به آخر تا ذلَّت همه با ايشان بگوئيم ، و رازهاى ايشان با كس نگوئيم . همه را اندك داديم و ايشان را مالامال ، نبينى در مجلس شراب چون قومى به آخر رسند ساقى را گويند : ايشان را قدح مالامال ده تا بما ، در رسانى ؟ « مثل امّتي مثل القطر لا يدرى اوّله خير ام آخره كيف تهلك امّة انا في اوّلها و عيسى في آخرها » . « وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ » 107 طبرى : سعيد بن جبير گفته است : يعنى آنكه مؤمن بپيغمبر شد مشمول رحمت خداوندى است ، و آنكه سخن پيغمبر را نپذيرفت از گرفتارى و آزار مردم گذشته كه به زمين فرو ميرفتند و آتش آسمانى آنها را ميسوخت آسوده هستند و هرگز براى آنها چنين حوادثى نخواهد بود . ابن زيد گفته است : مقصود از عالمين مسلمين هستند .
هامش
( 1 ) خلقت بكسر : فطرت و هيبت بصفتى متصف كردن ، از ديگران جدا كردن ، 2 - بفتح خاء : از نيستى هستى بخشيدن ، ايجاد كردن .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 187 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )