تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
به پيغمبر اعتراض كرد كه در اين آيه گفته اى : شما مشركين و آنچه معبود شما است در آتش هستيد با اينكه مسيح و عزير و ملائكه معبود مردم بوده‌اند پس بايستى آنها هم در آتش باشند ، جواب اين سخن از چند راه است : 1 - روى سخن با مردم مكّه است كه بتپرست بوده‌اند و مقصود اين است كه اعراب مكّه با بتهاشان در جهنّم خواهند بود بدليل « انّكم » يعنى شما عربها و آنچه ميپرستيد ، 2 - كلمهء « ما » بمعنى آنچه ، متوجّه به غير انسان است ، 3 - بجمله ى بعد « إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ » تا آخر اين دسته از مخلوق كه مشمول عنايت حقّ هستند استثنا شده است و گفته شده است « أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ » يعنى آنها از آتش بدورند ، 4 - جوابى است كه پيغمبر ( ص ) به او فرمود : اين مردم شيطان پرستيده‌اند كه به آنها فرمان داده است مشرك بشوند ، و مقصود از اين آيه و تهديد كافران كه با معبود خود در آتش خواهند بود چند جهت تصوّر دارد : 1 - از ديدار آنها كه موجب عذاب كافران شده‌اند رنج و آزارشان افزوده مىشود ، 2 - چون از آنها اميد ميانجيگرى داشتند و اكنون خود را با آنها گرفتار مىبينند در آزار خواهند بود ، 3 - آنها را به آتش بردن استهزائى است بكافران كه اين است عاقبت خدائى اينها ، و كلمه ى « حصب » با سكون صاد و با ضاد معجمه و با طاى مؤلَّف « حضب و حطب » نيز قرائت شده است . « إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى » 101 كشف نوشته است : در بدايت عنايت بايد تا در نهايت ولايت بود ، او را كه نواختند در ازل نواختند ، كارها در ازل كرده و امروز كرده مينمايد ، سخنها در ازل گفته و امروز گفته ميشنواند ، دير است تا با تو راز ميگويند تو اكنون ميشنوى . قيّم كه مال كودك در دست دارد بنيابت او دارد پس چون كودك بالغ شود بوى دهد ميگويد از روى اشارت كه شما اطفال عدم بوديد كه لطف قدم كار شما ميساخت و نيابت شما ميداشت ، بلطف قدم تكليف بسمع رسانيد ، حكم بدل فرستاد ، راز با جان گفت ، رقم طاعت بر اطراف كشيد ، تو را منتظر واردات غيب گردانيد ، اين حقيقت حسن ازلى كه دوستان را سابق