تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
اگرچه غرق درياى گناهم فتاده خشك لب بر خاك را هم
تو ابر رحمتى آن به كه گاهى كنى در حال لب خشكان نگاهى
« فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ » 109 فخر : در كشّاف گفته است : « آذَنْتُكُمْ » بجاى « انذرتكم » استعمال شده است ، يعنى خبردار كردم و ترساندم شما را ، مفسّرين در معنى اين جمله چند وجه گفته‌اند : 1 - ابو مسلم گفته است يعنى آشكارا همگى را دعوت بجنگ كردم تا گمان نرود كه فقطَّ با قريش معارضه داشته است و با آنها در جنگ بوده است . 2 - يعنى وظائف و احكام را به همه شما عربها ابلاغ كردم و تبعيض در كار نبوده است و جاى عذر براى كسى نمانده است كه بگويد من خبردار نشده‌ام ، 3 - « عَلى سَواءٍ » يعنى على اظهار و اعلان يعنى همگى را بيك نسبت خبردار كرديم و ابلاغ وصيّت نموديم ، 4 - على سواء يعنى بر مهلت و آسايش بدون تعجيل كه شايد به خود بيائيد و مسلمان شويد . « وَإِنْ أَدْرِي أقَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ ما تُوعَدُونَ » 111 فخر : 1 - يعنى اين كه شما را از گرفتارى دنيا و آخرت ترسانده‌اند ، و ناگزير بر شما خواهد آمد ، من نميدانم به زودى ميرسد يا دور است و فاصله دارد ، 2 - اينكه شما را از جنگ و گرفتارى ترسانده‌ام نميدانم كه به همين زودى فراهم خواهد شد يا مدّتى آسوده خواهيد بود ، 3 - اين بيم كه شما را داده‌اند از چيرگى مسلمانان و بيچارگى شما من بيخبرم كه كى خواهد بود به همين زودى خوار و زبون آنها ميشويد يا فاصله دارد و وقت دگر است . « وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّه فِتْنَةٌ » تا آخر فخر : 1 - يعنى شايد آسايش شما و آن گرفتارى كه شما را از آن بيم داده‌اند فتنه اى است و تأخيرى كه بوقت ديگر محوّل شده است ، 2 - شايد اينكه وقت گرفتارى معيّن نشده است و دير و نزديكى آن معلوم نيست . فتنه و آزمايشى است براى شما تا شايد در اين مدّت به خود آئيد و پشيمان شويد و چاره ى كار خود كنيد ، 3 - شايد بيخبرى از وقت گرفتارى ، فتنه اى باشد كه شما با اينكه خبردار از گرفتارى هستيد در كجروى و نافرمانى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 189 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )