تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
ندارم آنچه شما را از آن ترسانده‌اند نزديك است [ و به زودى گرفتار خواهيد شد ] يا دور است و مدّتى آسوده‌ايد ؟ 110 ولى البتّه خداوند ميداند سخن آشكار را و هم آنچه شما ميپوشيد و در دل نهان ميكنيد [ و سخن حقّ را ببازى ميگيريد ] 111 و من خود بيخبرم كه شايد اين آسايش [ و استهزاى شما ] آزمايشى است و بهره اى از زندگى براى اندك زمانى 112 [ و در آخر سخنان خود ] گفت : اى پروردگار من خود بدرستى فرمان كن كه خداى ما بخشاينده است و دادرس برابر آنچه شما توصيف ميكنيد و كافر ميشويد [ كه آنچه توصيف و كفر شما فزون باشد رحمت و اعانت او افزون است ] سخن مفسّرين : « وَحَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ » 95 مجمع : حرم بكسر حاء و سكون راء بدون الف و حرام با الف هر دو قرائت شده است ، و در معنى اين جمله چند احتمال است : 1 - گفته ى جبّائى و عطا و عكرمه و قتاده و كلبى است كه « لا » زايد است يا حرام بمعنى واجب است و خلاصه ى سخن اينها چنين است كه كفّار مكّه بترسند و خبردار باشند كه فرمان ناگزير خداوندى است بر اينكه آن مردمى كه هلاك شدند دوباره به دنيا باز نگردند ، 2 - آن مردم آبادى كه بواسطه ى گناهانشان نابود شدند حرام است كه از آنها عملى قبول شود چون آنها توبه نميكنند و از عمل بد خود دست بردار نيستند ، 3 - ابو مسلم گفته است : يعنى بر آنها كه هلاك شدند حرام است كه برنگردند بلكه زنده ميشوند و براى مجازات برميگردند . « حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ » 95 مجمع : « فتحت » با تشديد و تخفيف تاء خوانده شده است ، و قرائت با تشديد از وزن تفعيل است براى معنى كثرت يعنى بسيار در گشاده شود ، و كلمه ى « حدب » « جدث » نيز با جيم و ثاء خوانده شده است بمعنى گور در لغت مردم حجاز ، و به لغت قبيله ى تميم « جدف » با جيم و فاء بمعنى گور است . « إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه حَصَبُ جَهَنَّمَ » 98 فخر : ابن زبعرى