تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
ديگر بهره مند باشند كه آنها از كفر و انحراف خود برنميگردند 96 تا آنگه كه [ رستاخيز باشد و ] باز شود راه يأجوج و مأجوج و آنها از هر بلندى و تپه اى بدوند 97 و نزديك شود هنگام وعده ى حقّ و حقيقت و ناگهان چشمان كافران گشاده شود كه اى واى همانا در غفلت از اين سرنوشت بوديم ، يا بلكه ميدانستيم و ستمكار بوديم ، 98 آنوقت است كه به آنها ميگويند يا تو اى محمّد به آنها بگو : شما و آنچه جز خدا ميپرستيد هيزم دوزخيد و شايسته ى در آن افتادن و شما خود به آن درون ميشويد [ و چاره نداريد ] 99 و اگر آنها خدا بودند اينها به آتش نميرفتند با اينكه همگى بآتشند جاودانى 100 كه در آن ناله و نفير دارند و در آن [ سخنى بخوشى و خوبى ] نخواهند شنيد 101 ولى آنها كه از [ سرنوشت ] ما خوشى و خوبى از پيش براىشان معيّن بوده است البتّه از آتش بدورند 102 كه صداى آن نشنوند و درخواسته هاى خود جاودان بمانند 103 و آن ترس و بى - قرارى بزرگاند و هگينشان نكند و فرشتگان رو بروشان شوند و گويند اين است آن روز كه بشما وعده شده است 104 [ و بدانيد : خواهد بود ] روزى كه آسمان را چو نامه ى نبشته در هم پيچيم چنان كه نخستين آفرينش را آغاز كرديم بازش ميگردانيم و اين وعده اى است بر ما البتّه انجام شدنى [ كه گزيرى از آن نخواهد بود ] و ما انجام دهنده ى آنيم 105 و هم پس از يادآوريها و تذكّرات در كتاب آسمانى خود نوشتيم [ و بسرنوشت معيّن كرديم ] كه زمين را بندگان صالح به ارث خواهند برد ، و زندگى در روى زمين منحصر بصالحين خواهد شد [ يعنى آنان كه صلاحيّت داشته باشند ] 106 و البتّه در اين گفته ها و يادآوريها ابلاغ است ، و تذكّرى براى مردم عابد و خداپرست [ كه قدر خود بشناسند و عاقبت خود بدانند ] 107 و تو را هم فقطَّ براى رحمت و بخشايش بسوى جهانيان فرستاديم 108 پس بمردم بگو : جز اين نيست كه به من وحى مىشود خداى شما يكى است ، آيا ميتوانيد تسليم به اين باشيد يا نه ؟ 109 پس اگر پشت به تو كنند و سخنت نپذيرند تو بگو من شما را آگاه كردم تا در مسئوليّت حقّ هر دو برابر باشيم ولى خود خبر