معنى لغات : « حدب » قوز بودن ، آب برهم انباشته روان مثل سيلابهاى تند ، زمين سنگى بلند ، « ينسلون » از مصدر « نسل » به سكون دوّم و نسل بفتحتين بمعنى شتاب در راه رفتن ، « حصب » سنگ و سنگريزه ، و آنچه به آتش ميزنند مثل هيزم .
ترجمه :
93 [ ولى مردم در كار دين و تمدّن ] از هم بپراكندند و [ هر دسته اى طريقه اى پيش گرفت و عاقبت ] بازگشت همگى بسوى ما است
94 پس اگر كسى به چيزى از نكوكاريها اقدام كرد و مؤمن بود كار و كوشش او كفران نميشود [ و ناسپاسى و نابودى ندارد ] و ما نويسنده [ كار او ] براى او هستيم [ و نگهبان سود كارش ]
95 ولى مردم آبادى كه بسرنوشتشان نابودى است و هلاكشان كرديم حرام است كه از كفر خود برگردند و توبه كنند يا به اين عالم برگردند و خود را اصلاح كنند و يا بعالم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٨٢