تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
در پرده است و آخر مرتبه ى ولايت اوّل مقام نبوّت است يعنى پيدايش كمالاتى براى پيغمبرها كه وصول به آن كمالات با سرمايه عقل غير متصوّر است و طور ولايت و راى طور عقل است و طور نبوّت و راى طور ولايت است ، و خلاصه به زبان خودمانى بايد گفت : معلوم نيست چه مىشود كه آدمى فردى بسيار عاقل مىشود و چون عاقل كامل شد تازه قابل ولايت مىشود و معلوم نيست چه مىشود كه وليي كامل مىشود و قابل پيغمبرى و چون پيغمبر شد درك هويّت او اوّل مرتبهء شدّت همه ى اين مجهولات است براى آدمى ، و شايد بمرور زمان تا اندازه اى پرده از روى اين مجهولات برداشته شود . 2 - از آيت 78 تا 82 « وَداوُدَ وَسُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ - تا - وَكُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ » فقطَّ ميتوان گفت كه اشاره است به اين كه ممكن است آن پيغمبران در آغاز قضاوت خود اشتباه كنند ولى چون بمقام رهبرى رسيدند خطاى آنها مرتفع مىشود بواسطه ى ارائه ى طريق صواب كه گفته شده است « فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ » و جمله هاى « سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ » شايد همان تسبيح تكوينى باشد و مقصود از تسخير اين باشد كه كوه و پرنده هم مثل داود بضميمه ى داود زير فرمان بودند و تسبيح ميكردند با اين تفاوت كه از آنها به حكم طبيعت ساده بود كه بموجب تكوين ما آواز ميكردند و تسبيح ، ولى داود علاوه بر اقتضاى تكوين حيوانى بمقتضاى خرد انسان ، خود هم تسبيح ميگفت پس همه ى موجودات از همه وقت در فرمان ما بوده‌اند بجز شما قريش منحرف ، و جمله هاى « لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِه » مانند آيت 69 « يا نارُ كُونِي » است كه سليمان شخصيّت نمودارى در تاريخ يهود داشته است و آنچه امتياز براى او نقل شده است مردم آن زمان انكار نكرده‌اند و همچنين آيت بعد « مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ » كه آن هم نيز از نموداريهاى شخصيّت سليمان است بعلاوه كه اگر اين كلمه ى شياطين در نظر آن مردم هنگام نزول آيه كنايه باشد از افراد چابك و زيرك و حيله باز ، ممكن است بگوئيم كه اين آيه تا آخر كنايه است از كمال قدرت سليمان كه چنين افرادى را