« إِنَّ هذِه أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً » 93 يعنى اين دين شما است كه يك دين است چه اصل امّت بمعنى جماعتى است كه بر يك مقصد باشند ، و گفتهاند يعنى اين پيغمبران كه نامبرده شدند از گروه شما هستند كه بايد پيرو آنها باشيد در حالت پيروى از حقّ .
ابو الفتوح : ابو اسحاق چنين خوانده است « أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً » با رفع و صداى بالا در « امّة و واحدة » يعنى اين يك ملَّت است .
سخن ما : 1 - « قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً - » تا آخر « در تورات يادى از چنين سرگذشتى براى ابراهيم نشده است و از آغاز پيدايش ابراهيم و رهبرى او به آنچه در اين آيات است هيچ تناسب نيست و خلاصه ى گفته ى تورات فقطَّ رياست قبيله و خداشناسى و سرمايه دارى او است و در باب پانزدهم قسمت هفدهم اين است ( و واقع شد كه چون آفتاب غروب كرده بود و تاريك شد تنورى پردود و چراغى مشتعل از ميان آن پاره ها گذر نمود . در آن روز خداوند با ابرام عهد بست و گفت اين زمين را - الخ ) و چون تورات نام او را ابرام ميداند تا آنگاه كه ساره همسر او حامله مىشود خدا به او مىگويد : زين پس تو ابراهيم هستى ، و اگر آنچه قرآن گفته است در آن زمان براى مردم آن روز قابل قبول نبود منكرين اعلان مخالفت ميكردند بخصوص كه سوره مكّى است و موقع ضعف اسلام نازل شده است و يهودى كه با اعراب مكّه رابطه داشتند و رفت و آمد ميكردند اين سخنان بگوششان ميرسيد تكذيب ميكردند كه با تورات و دين مخالف است و مجعول و ناچار قرآن جواب آنها را ميداد چنان كه چندين بار چنين شده است و آنها را آرام كرده است پس بيقين چنين سرگذشتى كه براى ابراهيم بوده است اعراب و يهود قبول داشتهاند و تحوّلات زمان و زبان آن را از تورات موسى سقط كرده است و امّا اينكه چگونه آتش براى ابراهيم خنك و آسايش شد ؟ براى جواب مناسب است ترجمه ى عبارت عين القضاة همدانى در فصل دوّم كتاب او بنام شكوى الغريب كه ميگويد : آخر مرتبه ى عقل اوّل درجه ى ولايت است كه درك حقيقت ولايت از عقل
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٧٩