تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بنده ى تو در عافيت وسعت عيش است مال بسيار و فرزندان بزرگوار دارد اگر او را بانتزاع مال و اولاد مبتلا سازى زود از تو بگردد حقّ سبحانه و تعالى فرمود : او ما را بنده اى است پسنديده اگر هزار بار در بوته ى ابتلا بگداختم بىغشّ و خالص العيار آيد : چنان در عشق يكرويم كه گر تيغم زنى بر سر بروز امتحان باشم چو شمع استاده پا برجا پس حقّ سبحانه و تعالى اقسام محن بر وى گماشت و هر سحر اين خطاب مستطاب بايّوب مكروب رسيدى كه اى ايّوب چگونه اى ؟ و ايّوب بذوق اين پرسش كوه بلا بجان ميكشيد و به آن بيمارى خوش بود :
گر بر سر بيمار خود آئى بعيادت صد سال بامّيد تو بيمار توان بود
چون دوران گرفتارى به آخر رسيد و مقام فناى تمام براى ايّوب فراهم شد به او الهام كردند دعا كند تا بمقام بقا برسد و جمال و لقاى حقّ براى او جلوه كند از پس جلوه ى جلال و آزار ، اين است كه گفت : « أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ » براى حفظ ادب فقطَّ اعلام كرد كه اى خدا گرفتارم و درخواست نكرد چنان كه بيشتر درخواست پيغمبران از راه تعريض است :
و في النّفس حاجات و فيك فطانة سكوتي بيان عندها و خطاب
حافظ گفت :
ارباب حاجتيم و زبان سؤال نيست در حضرت كريم تمنّى چه حاجتست
و در تأويلات نجميّه است كه اين جمله اشاره است به اين كه در آن حال شكر و شكايت ايّوب با خدا بود و تن و خاصيّت مادّى او در آزار و گرفتارى بود كه آن را نقل ميكرد و خاصيّت روحانى او وابسته بحقّ بود و آن گرفتارى را كمال عنايت حقّ نسبت به خود ميديد و از نقل حال خود وصول بمقام صبر و بندگى ميخواست كه صبر از صفات اللَّه است نه از صفات خلق چنان كه در قرآن است « وَاصْبِرْ وَما
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 175 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )