جز آن حكم كردمى ، داود او را بخواند گفت : تو حكم ايشان چون كنى ؟ گفت :
گوسفندان يك چندى به صاحب زرع دهم تا به آن روز رسد كه زرع وى تباه كرده بودند تا بدرّ و نسل آن منتفع مىشود و صاحب غنم تخم كارد از بهر صاحب زرع تا به حال خود باز آيد با صاحب خويش دهد و گوسفندان با خداوند خويش ، داود گفت :
صواب اين است كه تو گفتى ، پس داود همان حكم كرد كه وى گفت : اين است كه رب العالمين گفت « داوُدَ وَسُلَيْمانَ » .
مجمع : همين قضيّه از امام باقر و صادق عليهما السّلام نيز نقل شده است و جبّائى گفته است : اين حكومت داود وظيفه و دستور او بوده است ولى بموجب وحى و الهام بسليمان طريقه ى قضاوت داود نسخ شده است و روش سليمان بجاى او آمده است « 1 » .
« وَسَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ » 79 فخر : در معنى اين جمله چند سخن است : 1 - مقاتل گفته است : يعنى چون داود نام خدا ميبرد و ذكر ميگفت كوه و مرغ با او به ياد خدا ميبودند ، 2 - كلبى گفته است : يعنى چون تسبيح ميگفت كوه جوابش ميداد ، 3 - سليمان حيّان گفت : چون داود سستى در خود ميديد كوه بفرمان خدا تسبيح ميگفت او بر تحريك و شوقش افزوده ميشد ، 4 - اهل معنى گفتهاند : ممكن است اين جمله ها همانند اين جمله باشد « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه » و نام داود از اين رو بميان آمده است كه او تسبيح ديگر آفريدگان ميشناخت و بايمان و يقين او افزوده ميشد .
در تفسير حسينى دنباله ى اين آيات اين شعر را از امير خسرو دهلوى نوشته است :
قطره ى آبى نخورد ماكيان
تا نبرد سر بسوى آسمان
هامش
( 1 ) از آيات قرآن چنان استفاده مىشود كه حكم سليمان مخالف حكم داود نبود بلكه سليمان چاره اى انديشيد براى طرفين دعوى ، زيرا خود قرآن ميفرمايد « وَكُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَعِلْماً » پس حكم داود حق و درست بود . و نسخ پس از حكم صحيح معنى ندارد .