لغت عبارت باشد از هر چه گردنده باشد .
« وَما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ » 34 كشف نوشته : اين جواب مشركان قريش است كه هلاك پيغمبر ( ص ) بآرزو ميخواستند ميگفتند : چشم نهادهايم به آنكه او بميرد و باز رهيم از او ، ربّ العزّة گفت : تو بميرى ، نه ايشان خواهند بود كه ايشان هم بميرند .
« وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً » 35 طبرى : ابن زيد گفته است : يعنى به آنچه دوست ميدارند و آنچه نميپسندند آنها را ميآزمائيم تا معلوم شود چگونه در برابر خوشيها شاكر هستند و در برابر مكروهات صابر .
مجمع : از امام صادق عليه السّلام روايت شده است : كه عليّ عليه السّلام مريض شد دوستانش ببيمار پرسيش رفتند و گفتند : خود را چگونه ميبينى ؟ فرمود : با بدى ، گفتند اين بسخن تو نماند كه امثال تو اين گونه سخن نگويند ، فرمود : خداوند چنين فرموده است « وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً » خير تندرستى و سرمايه است و شرّ نادارى و بيمارى است .
سخن ما در اين آيات : 1 - آيت 7 « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » اگرچه موضوع سخن جواب انديشه ى باطل آن مردم منحرف است كه آدمى قابل الهام خداوندى نيست و بايد موجودى غير آدمى باشد تا شايسته ى وحى و پيغمبرى باشد به اين انديشه ى بيهوده چنين پاسخ داده شده است كه اگر خود از جائى خبر نداريد از مردم با خبر و مطَّلع بپرسيد كه پيغمبران گذشته هم نيز مردانى بودهاند كه به آنها وحى ميشده است ، ولى فقها از اين آيه استدلال كردهاند بر لزوم تقليد مجتهد يعنى اگر كسى خود عالم بوظائف دينى نبود بايد از آنكه كوشش در اين علم كرده است و عالم شده است بپرسد و به نظر و علم او عمل كند .
و البتّه اين خود دستور دامنه دار همگانى است كه آدمى براى جبران نادانى خود بايستى بعالم روى آورد و از علم او نادانى خود را تلافى كند و در هر كار و پيش آمد رجوع بخبره و كارشناس آن كار بكند كه هر فرد متخصّص در يك علم و صنعت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٥٣