مقرّر داشتهاند كه خورشيد كره ى آتشين بوده است و مليونها سال بدور خود مى - چرخيده است و زمين و دگر ستارگان و سيّارات آن پيوسته به آن بودهاند ، سپس اين كره ى زمين از آن جدا شده و هم دگر سيّارات كه در سرعت چرخش خورشيد بدور خود از خطَّ استواى آن همگى جدا شدند و هر كدام بفاصله اى از آن ماندند و بطور تخمين و اندازه گيرى به گمان گفتهاند كه كمتر از سيصد مليون كره ى زمين و مسكون در جهان آفرينش نيست و ثابت شده است كه زمين سكناى ما از خورشيد جدا شده است و خورشيد جدا شده ى از خورشيد بزرگترى است و باز آن يك از ديگرى كه بزرگتر از آن است جدا شده است و هريك از اينها كه جدا شدهاند دور آن اصل جدا شده ى خود ميچرخند و اين جدائى و گردش تا آنجا است كه فكر از كار ميافتد و عقل مدهوش مىشود .
« وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » 30 طنطاوى : علماى اين زمان ميگويند پيدايش اين جاندار در آب شده است و اصل همه ى پرندگان و جنبندگان و حيوانات خشكى از دريا بوده است كه باوّل زمان خوى خاكى و زندگى در خشكى به خود گرفته و انواع آن پديدار شده است ، و در اين مطلب سخنانى زياد دارند .
« وَجَعَلْنا فِي الأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ « 1 » » 31 طنطاوى : زمين را شش دوران است كه بر بيست و شش طبقه بخش شده است و دوران اوّل آن همان است كه سطح كره ى زمين از صورت گداختگى و آتش سوزان به صورت پوستهء محكم نگهبان آتش طبقات زير تبديل شد و مدّت اين تبديل را سيصد مليون سال تخمين كرده - اند ، و در حقيقت اين پوسته ى بالائى بجاى غلاف آتش طبقات زيرين است كه از
هامش
( 1 ) اين آيه نيز تأييد مطلب سابق كه در پاورقى گفتيم مينمايد كه آيا كفّار كوههاى بلند را نمىبينند كه چگونه براى جلوگيرى از هم پاشيدن و اضطراب زمين در زمين قرار داديم و اين محتاج بتحقيق در كتب گذشتگان نيست همهء كفّار و غير كفار مىبينند ، و مرحوم علامهء شعرانى فرموده : مراد از زمين قطعات خشكى است كه ربع مسكون گويند و از ميان آب اقيانوسها و درياها برجسته و بيرون آمده و سبب استقرار آن سنگها و كوههاى سنگين است كه آن را با هستهء مركزى متّصل كرده است . ( مصحّح ) .