راستى حقّ جستن و از همه چيز رو گرداندن همانند پيغمبرانند .
« إِلَّا نُوحِي إِلَيْه » 25 مجمع : « نوحي » با ياء و نون هر دو قرائت شده است يعنى و وحى ميكرديم .
« وَلا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِه مُشْفِقُونَ » 28 آن عباد مكرمون ( فرشتگان يا عزير و عيسى ) در حقّ كسى شفاعت نكنند مگر آنكس كه خدا رضا دهد كه در باره او شفاعت شود . و ايشان از ترس او همواره ترسان باشند يعنى آن عباد مكرمون هميشه از خوف خداوند وجودشان لبريز است .
« أو لم » أبو الفتوح : ابن كثير « الم » خواند بى واو و باقى قرّاء با واو خواندند .
« يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَالأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما » فخر : با اينكه كلمه ى « سماوات » جمع است و « الارض » مفرد « كانتا » به صورت مثنّى براى دو فرد گفته شده است چون مقصود جنس است نه عدد ، و اخفش گفته است : سماوات ، يك نوع است و ارض يك نوع و در معنى جمله چند قول است كه چهارمين آنها گفتار ابو - مسلم است كه مقصود از رتق پيش از پيدايش است و از فتق ايجاد و اظهار آنها است .
مجمع : عكرمه و عطيّه و ابن زيد گفتند : يعنى آسمان و زمين بهم بسته و استوار بودند كه نه از آن باران ميريخت و نه از اين گياه برميآمد ، پس هر دو را شكافتيم تا باران و گياه بدهند ، و از امام باقر و صادق عليهما السّلام نيز اين معنى روايت شده است « 1 » .
طنطاوى : يعنى آنها را از هم جدا كرديم ، چنان كه مردم اروپا در اين علم
هامش
( 1 ) اين معنى با صدر و ذيل آيه سازگارتر است زيرا صدر آيه عتاب با كفّار است كه آيا نديدند ؟ لا جرم بايد به چيزى احتجاج كند كه آنها ديده باشند و آنان آمدن باران و روئيدن گياه را مكرّر ديدهاند ، امّا اينكه روزى اين زمين و آسمان بهم چسبيده بود رتق بود و ايجاد فتق شد كسى نديده بود ، زيرا آخر آيه كه ميفرمايد « وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » هر چيز زنده را از آب آفريديم . واضح است كه مراد فرستادن باران و روئيدن گياه است نه فتق و رتق اوّليّه آسمانها و زمين . ( مصحّح )