تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
كه شايد غلامان و نوكرهايتان بيايند و از شما كسب تكليف كنند ، البتّه اين جمله بطور استهزا و مسخره است ، 3 - برگرديد كه شايد ارباب حوائج بيايند و از شما چيزها بپرسند و مشورتها بكنند و كمكهاى مالى از شما بخواهند . [ « قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ » 14 و واى بر ما ، ما ستمكار بوديم . « فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ » 15 پيوسته همين كلام ( يا ويلنا ) را تكرار ميكردند تا جملگى را بنابودى سپرديم مانند گياه درو شده ] . « وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبِينَ » 16 كشف : بازى پديدهء جهل است كه باوّل دل ميبرد ولى ثبات و بقا ندارد ، پس آفرينش آسمان و زمين نه ببازى است كه براى پاداش نيكوكار و سزاى بدكار است و براى استدلال بر وحدانيّت و قدرت خداوند است ، و بعضى گفته‌اند : يعنى اينها را نيافريديم كه مردم بخورند و بنوشند و خوش باشند و آنچه ميخواهند بكنند و به آخر بميرند و ديگر هيچ ، و ديگرى گفته است : يعنى اين آفرينش نه براى اين بوده است كه از ميان اينها زن و فرزند و شريك براى خود انتخاب كنيم . فخر : ارتباط اين آيه بجلو اين است : چون نقل شد كه منكرين را بگذشته نابود كرديم به اين آيه بيان عدالت شده است كه اين آفرينش بيهوده نيست ، و هر كس وظيفه اى دارد پس آنكه منحرف است مجازات مىشود . حسينى نوشته است : بلكه براى تبصره ى اهل بينش و تذكره ى ارباب دانش مشحون گردانيديم بانواع بدايع و غرايب و اصناف صنايع و عجايب . بيت :
بنگر به چشم فكر كه از عرش تا بفرش در هيچ ذرّه نيست كه سرّى عجيب نيست
در پاورقى آن نوشته است حكيم سنائى غزنوى فرموده : « اندرين ملك چو طاوس به كار است مگس » هاتف اصفهانى :
دل هر ذرّه را كه بشكافى آفتابيش در ميان بينى
گويا مصراع اوّل اين فرد شعر كه در پاورقى تفسير حسينى نقل كرده است