تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اعراب هستند كه بشام بتجارت ميرفتند و مقصود از « مَساكِنِهِمْ » سرزمين عاد و ثمود است كه در راه تجارت اعراب بود و از آن گذر ميكردند و متوجّه ميشدند كه آن ملَّتها چه بر سرشان گذشت و چگونه نابود شدند . « لَكانَ لِزاماً وَأَجَلٌ مُسَمًّى » 129 مجمع : بعضى گفته‌اند : مقصود از « أَجَلٌ مُسَمًّى » روز مرگ است و قيامت هم گفته‌اند : و در اين جمله كلمات جلو و دنبال آورده شده است و معنى اين است : اگر سرنوشت خداوندى نبود كه مدّتى زنده بمانند و در آخرت گرفتار شوند البتّه آن كشتار كه در جنگ بدر براى يك عدّه بود ، براى همه ى كافران در هر موقع لازم و اجبارى ميشد . « وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ » 130 مجمع : اين آيه بعقيده ى قتاده و جبّائى براى تعيين اوقات نماز است و « أَطْرافَ النَّهارِ » مقصود نماز ظهر است چون وقت آن از اوّل زوال است و چون ظهر و زوال كناره ى نصفه ى اوّل است كه از صبح تا ظهر باشد و هم كناره ى نصفه ى دوّم است كه از زوال تا غروب باشد اطراف النّهار گفته شده است ، ولى آنكه گفته است مقصود از « و سبّح » نماز معيّن نيست و مقصود تسبيح بطور كلَّى است ، اين جمله ها را براى تعميم دانسته است كه هميشه اوقات متوجّه به حمد و تسبيح باشند . « لَعَلَّكَ تَرْضى » 130 مجمع : با ضمّ تاء و فتح آن خوانده‌اند و در نتيجه ى معنى تفاوت نيست . « وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ » 131 طبرى : ابو رافع گفته است : براى پيغمبر مهمان رسيد من را نزديك نفر از يهود مدينه فرستاد كه چيزى به قرض بگيرم او گفت : تا گروگان نباشد ندهم ، پيغمبر ناراحت شد و فرمود زره من را ببر و گرو بده ، اين آيه نازل شد و هم اين آيه « وَلَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي - » تا آخر . كشف نوشته :
چه دارى مهر بىمهرى كزو بىجان شد اسكندر چه بازى عشق با يارى كزو بىملك شد دارا ؟