تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
است درست نيست ، پس ما در مطالب اين چند آيه چيزى نميتوانيم بفهميم جز همين كه سخنى است ميان پيغمبر ( ص ) و يهود آن روز با آنچه در كتابها و خاطره - هاى خود داشته‌اند . 2 - آيت 109 « لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ - » تا آخر « صريح است در اينكه شفاعت قابل پيشبينى نيست و فقطَّ مربوط است به اين كه رحمت و رضاى حقّ شامل حال كسى بشود و معلوم است كه رضا و رحمت در دنباله ى آمادگى و لياقت مخصوص فراهم مىشود . 3 - آيت 111 « وَعَنَتِ الْوُجُوه - » تا آخر « شايد اشاره باشد به اين كه چون در اين عالم آدمى گرفتار نيازمنديهاى زندگى است رو بهر طرفى دارد هم بجانب آنچه فناپذير است بموجب نهاد و فطرت مادّى خود و هم سوى حقّ و بقا و ثبات بموجب استعداد نفسى و روانى و ساختمان معنوى خود ، ولى در آن عالم حوائج زندگى نيست و روى بسوى حقّ و قيّوم است و بس و وسيله هم جز عمل صالح نيست و اگر ستمى با كسى بود بموجب گرفتارى و نااميدى است ، و اين خود توضيح آيت جلو است كه شفاعت تصوّر ندارد مگر بار ظلم نباشد و عمل صالح و ايمان همراه باشد . 4 - آيت 114 « وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ - » تا آخر « نشانه ى بزرگى است كه پيغمبر اين سخنان را از خود نميسازد و ريا و تدليس در آن نيست و فقطَّ بالهام است و بس ، و نيز ممكن است علاوه بر آنچه نقل كرديم دستور و يادآورى به آن - حضرت باشد كه مختصر تحريك تو را مغرور نكند و نپندارى كه وحى است و القاء قرآن تا جريان حالت وحى انجام شود و آيات در خاطره ات مستقرّ شود ، و احتمال ديگر اين است كه شايد آن حضرت بواسطه ى گفته ها و خواسته هاى مردم ناراحت ميشد و آرزو ميكرد آيتى از قرآن برسد كه بتواند جواب مردم را بدهد ، براى آسايش خاطر شريفش گفته شده است تو پيش از موقع شتاب مكن و چنين توقّعى مدار كه آنچه لازم است بموقع ميرسد . 5 - آيت 115 « عَهِدْنا إِلى آدَمَ - » الى آخر « شايد اشاره به اين مطلب هم