تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
بشر فرض شده و بلفظ جمع خطاب شده است . « مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَه مَعِيشَةً ضَنْكاً » 124 طبرى : يعنى در منزل و مكان و زندگى در سختى است . مجمع : مجاهد و قتاده و جبّائى گفته‌اند : يعنى روزى بر او تنگ باشد و اگر گشايشى برايش فراهم شود او خود بر خود تنگ ميگيرد و از حرص جمع مال هميشه در تنگناى زندگى است . ابن مسعود و سعيد بن جبير گفته‌اند : يعنى در عذاب و فشار قبر گرفتار خواهد بود . ابن عبّاس گفته است : يعنى زندگى او تيره است كه آنچه ببخشد و اميد برگشت نداشته باشد خاطرش آسوده نيست . عكرمه و ضحّاك گفته‌اند : يعنى زندگى او از مال حرام خواهد بود كه عاقبت آن گرفتارى بعالم ديگر است . ابو مسلم گفته است : گرفتار كمى معاش و تيرگى آن مىباشد و يا گرفتار ناراحتى و آشوب كار زندگى خواهد بود . فخر : از علىّ عليه السّلام نقل شده است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : سزاى معصيت و گناه سه چيز است : 1 - زندگى بتنگى و ناراحتى برگذار مىشود 2 - در سختى و گرفتارى با مشكلات بيشتر رو برو مىشود و راه گشايش كار پيدا نميشود ؟ . 3 - وسيله ى روزى و راه كاسبى از طرق حرام و كارهاى نامشروع است . « وَنَحْشُرُه يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى » 124 فخر : جبّائى گفته است : يعنى در آن روز طورى سرگردان است كه هيچ راهى براى خود پيدا نميكند و مانند كورها بجاى خود ميايستد و نميداند چه بكند . « كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا - » تا آخر فخر : آن ارواح بشرى كه از ارتباط با معنويات خود را دور داشته‌اند و بحقايق روحانى و آفرينش توجّه نكرده‌اند ، پس از مرگ راه به جائى نميبرند چون چيزى نميشناسند و رابطه اى ندارند ، از اين جهت در اين آيه بجواب سؤال او كه ميپرسد چرا كور محشور شده‌ام ؟ گفته شده است چون در آن عالم رابطهء نداشتى اكنون هم رابطه ندارى . « يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ » 128 طبرى : قتاده گفت : مقصود از « يمشون »