به مقصود نرسيد .
ابن اعرابى گفته است : يعنى : زندگى بر خود تباه كرد و از عزّت و راحت ، برنج و ذلَّت گرفتار شد .
ابن قتيبه گفته است : گناه آدم در دنباله ى اعتقاد صحيح و ثابت نبوده است و نميتوان گفت : آدم گمراه است و گناهكار .
فخر : اين حوادث پيش از پيغمبرى آدم بوده است و زيانى بمقام نبوّت او ندارد بعلاوه كه توبه كرد و بعد از توبه او را گمراه و نافرمان نميتوان ناميد .
عيون اخبار الرّضا باب 14 : أبا صلت هروى گفت : چون مأمون دانشمندان مذاهب را دعوت كرد و با حضرت رضا ( ع ) بحث كردند و محكوم شدند ، علىّ بن جهم گفت : شما معتقد هستيد كه پيغمبران را خطا نباشد ؟ فرمود : بلى . عرض كرد : اين آيه « وَعَصى آدَمُ رَبَّه » چه معنى دارد ؟ فرمود : خدا آدم را براى زمين آفريد تا خليفه و نماينده ى او باشد نه براى بهشت ولى معصيت او در بهشت بود نه در زمين و پيغمبر بايد در زمين معصوم باشد تا دستورهاى خداوندى بدرستى ابلاغ شود و چون به زمين آمد از خطا محفوظ شد چنان كه در قرآن است : « إِنَّ اللَّه اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً - » الخ .
« فَتابَ عَلَيْه وَهَدى » 122 أبو الفتوح : يعنى توبه ى او را پذيرفت و راهنمائيش كرد و اين توبه ى آدم خود عبادتى است كه موجب ثوابست نه پشيمانى از گناه و اسقاط عقاب ، و توبه ى پيغمبران خضوع و خشوع است و روى برگرداندن از هر چيز بسوى خدا براى تحصيل ثواب .
كشف : يعنى از او در گذشت و راه توبه به او نمود تا گفت « رَبَّنا ظَلَمْنا » .
فخر : يعنى دوباره مورد توجّه حقّ شد و بخشيده شد و راهنمائى شد تا توبه كرد و قبول شد .
« قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ » فخر : اوّل روى سخن با آدم و حوّاء است و چون وسيله ى پيدايش مردم هستند كه دشمن يكدگر ميشوند پس بجاى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٣٣