تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
و تصميم . مجمع : ابن زيد و جماعتى گفته‌اند : يعنى فراموش كرد ولى آهنگ گناه نداشت چون خطا كرد و بعمد كارى نكرد . در مورد فراموشى چند قول است : 1 - يعنى فراموش كرد آن تهديد را كه به او گفته بودند اگر بخورى از بهشت بيرونت ميكنند ، 2 - فراموش كرده بود كه شيطان را دشمن معرّفى كردند به اين آيه « إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ » ، 3 - فراموش كرد كه براى رعايت وظيفه ى خود استدلال كند ، و آن را تشخيص دهد چون گمان كرد از فرد معيّن نهى شده است در صورتى كه از جنس و عموم آن مادّه نهى شده بود . أبو الفتوح : بنزديك بيشتر مفسّران آنست كه اين فراموشى بمعنى ترك است چنان كه گفت : « نَسُوا اللَّه فَنَسِيَهُمْ » يعنى طاعت خدا را ترك كردند و خداى هم ثواب ايشان را . كشف : نهى يا تنزيهى است يا تحريمى ، و معنى جمله اين است كه عهد ما و نهى از خوردن تحريمى بود ولى آدم فراموش كرد و پنداشت كه تنزيهى است ، و ابن كيسان گفته است يعنى اصرار ببرگشت بگناه دوباره نداشت . و هم كشف نوشته : آرى كارى است رفته و حكمى در ازل پرداخته هنوز آدم زلَّت نياورده كه خياط لطف صدره ى توبه ى او دوخته هنوز ابليس قدم در معصيت ننهاده بود كه پيلور قهر ، معجون زهر لعنت وى آميخته ، پيرى را پرسيدند از پيران طريقت كه آدم صفى با آنهمه دولت و رتبت منزلت و قربت كه او را بود نزديك حقّ جلّ جلاله ، نداء « وَعَصى آدَمُ » بر وى زدن چه حكمت داشت ؟ پير به زبان حكمت بر ذوق معرفت جواب داد كه تخم محبّت در زمين دل آدم افكندند و از كاريز ديدگان ، آب حسرت برو گشادند آفتاب « وَأَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها » بر آن تافت طينتى خوش بود قابل تخم در و آمد ، شجره ى محبّت بررست ، هواى « فنسي » آن را در صحراى بهشت بپرورد آفتاب « وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً » آن را خشك كرد پس بداس « ثُمَّ اجْتَباه رَبُّه » بدرود ، آنگه بباد « فَتابَ عَلَيْه وَهَدى » پاك كرد آنگه خواست كه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 131 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )