تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ « و مصطفى را حوالت بر خود كرد گفت » قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً « . مجمع : عايشه نقل كرده است كه پيغمبر فرمود آن روزى كه بر علم من افزوده نشود كه من را بحقّ نزديك كند خورشيد آن روز بر من فرخنده و مبارك مباد . و معنى اين جمله را گفته‌اند يعنى بر علم من بسر گذشت پيغمبران بيفزاى ، و كلبى گفته است : يعنى بر قرآن بيفزاى كه موجب افزايش علم من است . تأويلات : يعنى چون شوقت انگيخته مىشود بر فرا گرفتن علم لدنّي از نهان - خانه ى جمع وحدت در آن شتاب مكن تا خود برسد كه پيدايش علم و حكمت در دنباله ى پيشرفت و ترقّى تو است بمراتب قبول و از طلب و استفاضه خوددارى مكن كه فيض بينهايت است و فزونى آن بآمادگى است و حال ، نه بشتاب و سؤال . فخر : در ارتباط اين جمله بجلو دو جهت گفته‌اند : 1 - ابو مسلم گفته است از « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ » تا اينجا مطلب تمام مىشود و از اينجا آغاز مىشود و نتيجه چنين مىشود ميپرسند كوهها چه مىشود تو در قرآن شتاب مكن ، 2 - چون سخن از قرآن و آثار آن بميان است گفته شده است تو به آن عجله مكن چون خدا كه اين را به تو فرستاده از فراموشى و نابودى آن جلو ميگيرد . « وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ » 115 فخر : ارتباط اين آيه بگذشته : 1 - ممكن است براى انجام وعده ى در آيت جلو باشد كه گفته شده است « نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ » يعنى از سرگذشت گذشتگان برايت ميگوئيم ، 2 - چون گفته شده است كه اقسام نويد و تهديد در قرآن هست به اين آيات نقل شده است بر جذر داشتن آدم و همسرش از شيطان « عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ » . « فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً » 115 طبرى : ابن عبّاس گفت : يعنى عهد و پيمان را رها كرد و مجاهد گفت : يعنى فرمان خداى خود را رها كرد ، و قتاده گفته است : عزم يعنى صبر نداشت . عطيّه گفته است : يعنى آنچه امرش كرديم نگهبانى آن را نداشت ، ابن زيد گفته است : يعنى عزم نگهدارى و چنگ زدن باوامر حقّ نداشت ، بروايت ديگر ابن عبّاس گفته است : يعنى قرار نداديم براى او عزم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 130 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )