« قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ » 90 طبرى : يعنى پيش از بازگشت موسى ، هارون بگوساله پرستان گفته بود اين مطلب را « يا قَوْمِ إِنَّما » - تا آخر .
[ ابو الفتوح : هارون قبلا بقوم گفت كه اين جهالت را مكنيد كه اين فتنه و امتحانى است كه ميشويد ، و خداى شما رحمن است كه روزى دهنده است و از من پيروى كنيد ] .
تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلا بِرَأْسِي « 94 طبرى : چون از كلام اين مطلب فهميده مىشود كه موسى سر و ريش هارون را گرفت و بسوى خود كشيد ، در آيه حذف شده است و سخن هارون نقل شده است .
« قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِه » 96 فخر : با كسر و صداى زير صاد نيز قرائت شده است و حمزه و كسائى « تبصروا » با تاء به صيغه ى خطاب خواندهاند يعنى من چيزى ديدم كه شما نديديد ، و ديگران با ياء بلفظ غايب خواندهاند يعنى مردم نديدند آنچه من ديدم . و بعضى « بصر » بمعنى « علم » گفتهاند و چنين معنى كردهاند : من چيزى دانستم كه ديگران ندانستند .
تأويلات : يعنى از خوّاص علوم رياضى و طبيعى كه وسيله ى طلسم و نيرنگ است چيزى ديدم كه ديگران نديدند .
« فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ » 96 فخر : حسن بصرى خوانده است :
« قبضة » يعنى خاك در مشت شده ، و هر دو را با صاد بىنقطه خوانده اند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٢٥