تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
شب امّا موسى وعده خلاف كرد و نيامد از آنكه شما پيرايه ى حرام داريد از قبطيان بعاريت ستده ، ايشان گفتند : اكنون چه تدبير است و رأى تو در آن چى است ؟ گفت آتشى سازيم و همه در آتش افكنيم ، سامرى حفره اى بكند و آتش برافروخت ، و آنچه داشت از پيرايه در آتش افكند و بنو اسرائيل آنچه داشتند همه در آتش افكندند . اين است كه ربّ العالمين از ايشان حكايت كرد « فَقَذَفْناها فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ » . [ « عِجْلًا جَسَداً لَه خُوارٌ » 88 أبو الفتوح : مجاهد گفت : سامرى آن گوساله چنان ساخته بود كه درون گلوى آن چنان بود كه چون بادى در زير آن دميدى از گلوى او آواز گاو بيرون آمدى چنان كه آواز « نى » و مزمار ] . « فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَإِله مُوسى فَنَسِيَ » 89 مجمع : اين جمله چند معنى شده است : 1 - ابن عبّاس و قتاده و مجاهد و سدّى و ضحّاك گفته‌اند : يعنى مردم گفتند : اين گوساله خداى موسى است و سامرى فراموش كرده است اين مطلب را ، 2 - يعنى گفتند : موسى اين را گم كرده است و رفته است دنبالش مىگردد . 3 - موسى خطا كرده است و اين خداى خود را نشناخته و به راه ديگر رفته است ، 4 - از ابن عبّاس نقل است كه جمله در « هذا إِلهُكُمْ وَإِله مُوسى » تمام مىشود كه سخن آن مردم است و جمله ى « فنسي » آغاز مطلب است يعنى خدا ميفرمايد كه سامرى دست برداشت و فراموش كرد دين و آئين خود را كه موسى آورده بود و گوساله پرستى را رواج داد . 5 - سامرى فراموش كرد كه گوساله پديده ى تازه اى است ، و قابل پرستش نيست ، 6 - يعنى سامرى منافق شد و دين خود را كنار گذاشت « 1 » .
هامش
( 1 ) اگر بپرسند سامرى از اين كار چه نتيجه اى در نظر داشت ؟ گوئيم همان نظر كه همهء دين سازان در نظر دارند : يا دشمنى با حقّ و حقيقت است ، يا طلب برترى و رياست و سوارى گرفتن ، و رسيدن بمال و منال دنيا ، يا هماهنگى با مردميكه در ظاهر زندگى جلو افتاده و به صورت متمدّن قلمداد شده‌اند ، و يا از بار تكليف يكسره شانه خالى كردن و مانند حيوانات آزاد و بدون قيد و شرط و پايبندى بقانون در اين دنيا چريدن و عمرى بسر آوردن و مزاحم نداشتن در اين طرز زندگى ، چون در آنزمان هم جز بنى اسرائيل همه دولتهاى مقتدر بتپرست بودند و هماهنگى با آنها خود براى مردم احمق افتخارى بزرگ بود ، و نكتهء جالب اينستكه مردم وامانده هميشه پيرو همين اشخاصند و فكر نميكنند كه سامرى كيست و حرفش چيست ، درست مىگويد ؟ يا حقّه بازى مىكند ؟ و آيا واقعا هارون درست ميگويد يا او ؟ و شايد معنى جملهء « بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا » ( من چيزى را دانستم و فهميدم كه ديگران نفهميدند ) اين باشد كه من بنفهمى و بىعقلى اين مردم آنگاه كه گفتند « يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ » آگاه شدم و دانستم كه از اين مردم براحتى ميتوان سوارى گرفت چون نقطهء ضعفشان را خوب شناختم ، از همانراه برايشان مسلَّط شدم . ( مصحّح )
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 124 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )