سرنگون خود را ز اشتر در فكند
گفت سوزندم ز غم تا چند چند
تنگ شد بر وى بيابان فراخ
خويشتن افكند اندر سنگلاخ
چون چنان افكند خود را سوى پست
از قضا آن لحظه پايش هم شكست
پاى را بربست و گفتا گو شوم
در خم چوگانش غلطان ميروم
عشق مولى كى كم از ليلى بود
گوى گشتن بهر او اولى بود
گوى شو ميگرد بر پهلوى صدق
غلط غلطان برخم چوگان عشق
« قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ . . . وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ » 85 مجمع : در اين آيه گمراه كردن كار سامرى شمرده شده است و فتنه كار خداوند تا معلوم شود فتنه غير از گمراهى است .
فخر : « و اضلَّهم » بضمّ لام قرائت شده است يعنى گمراه ترين آن عدّه سامرى بود .
كشف : گفتهاند : نسبت فتنه و امتحان بحقّ از نظر سرنوشت و قضا و قدر است و گمراه كردن مربوط بسامرى شده است براى اينكه تدبير و نقشهء كار از او بوده است .
روح البيان : خدا بموسى گفت : ميدانى چرا اين بر سرت آمد كه مردمت را سامرى گمراه كرد ؟ گفت : نه اى خدا ، گفت چون خواستى بيائى ببرادرت - هارون اطمينان كردى و مرا بخاطر نياوردى كه به او گفتى « اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي » .
« فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي » 86 أبو الفتوح : يعنى از آن وعده تخلَّف كردند كه با موسى قرار داده بودند كه بدستور موسى و پيمان با او استوار بمانند تا او برگردد .
« ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا » 87 أبو الفتوح : يعنى بقدرت و طاقت خود تخلَّف وعده ى تو نكرديم و كلمه ى « بِمَلْكِنا » را با ضمّ و صداى جلو ميم و هم فتح و صداى بالا و هم كسر و صداى زير ميم قرائت كردهاند .
تأويلات كاشانى : آزمايش بنى اسرائيل بوسيله ى سامرى از آن روى بود كه نمودار و جدا شوند آنهائى كه آماده ى براى تجريد هستند و مىتوانند خود را از همه