بشنوم و گفتار و كردار آنها را كار تو بينم و شنوم و شكيبا باشم و روح من در برابر مردم از خود چيزى نمودار نكند كه پرده اى باشد ميان من و حقايق تو .
« وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي » 27 مجمع : در زبان موسى گرفتگى بود كه نميتوانست به خوبى حروف را ظاهر كند و سخن خود را بفهماند از اين جهت دعا كرد كه خدايا اين را از زبانم بردار .
نيشابورى : فضيلت بزرگ انسان سخن گفتن است و از اين جهت گفته شده است ، « خَلَقَ الإِنْسانَ عَلَّمَه الْبَيانَ » كه آفرينش آدمى ببيان و نطق اوست و اگر آن نباشد گويا آفريده نشده است و از علىّ عليه السّلام نقل شده است كه « ما الانسان لو لا اللَّسان الَّا صورة مصّورة او بهيمة مهملة » يعنى آدمى زبان است و بس كه اگر زبانش نباشد نقشى است بر ديوار يا حيوانى است بيصاحب ، پس زبان وسيله ى زندگى آدمى است از اين جهت موسى براى آسانى و پيشرفت كارش اين جمله را گفت تا بتواند به خوبى سخن حقّ را بمردم بفهماند .
« اشْدُدْ بِه أَزْرِي وَأَشْرِكْه » 32 مجمع : ابن عامر با همزهء قطع مفتوح در اوّل و همزه ى مضموم در دوّم خوانده است و ديگران بضمّ همزه در اوّل و فتح آن در دوّم قرائت كردهاند .
« قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى » 36 مجمع : 2 مام صادق عليه السّلام فرمود پدرم از جدّم عليهما السّلام روايت كرد كه علىّ عليه السّلام فرمود : به آنچه انتظار ندارى اميدوارتر باش از آنچه بانتظارش هستى و طمع آن را دارى چون موسى براى آتش رفت و با پيغمبرى برگشت ، و ملكه ى سبا رفت بديدار سليمان و بمسلمانى رسيد ، جادوهاى فرعون بكومك او رفتند و خود مؤمن شدند .
كشف نوشته : موسى در مقام مناجات مست شراب شوق گشته بود ، درياى مهر در باطن وى بموج آمده همى ترسيد كه مناجات بسر آيد و سخن بريده گردد همى در سخن و سؤال آويخته بود از پس هر سؤالى سؤالى ديگر ميكرد از « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » تا آنجا كه گفت : « وَأَشْرِكْه فِي أَمْرِي » تا ربّ العزّه درد عشق
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٠٥