فضلى و شرفى است لكن ضعيفانند و گناهكاران و مفلسان و ضعيفان را بيشتر نوازند و عاصيان را بيشتر خوانند ، نبينى پدرى كه فرزندان دارد و يكى از ايشان ناخلف بود ، آن ناخلف را بيشتر خواند و به نگرد ، پيوسته دلش با وى ميگرايد ، و از حوادث روز بر وى ميترسد .
نيشابورى : چون بموسى چندين مطلب القاء شد ، 1 - توحيد بوسيله ى « لا إله الَّا انا » 2 - عبادت حقّ به اين جمله « فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ - » الخ .
3 - انجامشناسى كه گفت « إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ - » الخ ، 4 - اسرار نهانى در موجودات « ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ - » تا آخر « 5 - نمايش آيات حقّ » لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا « 6 - مأموريّت و مقابله ى با بزرگترين كافران » اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ « . توجّه بكلام حقّ و آمادگى براى اين تكاليف موسى ( ع ) را بفشرد و ناراحت كرد و زارى نمود كه اى خدا » اشْرَحْ لِي - « الخ ، و اينجا نكته اى است كه شرح صدر وسيله پيدايش نور حقّ است در دل ، و گوش فرا دادن وسيله ى فهم مطلب است . و چون بموسى گفتند : » فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى « بوحى الهى گوش فرا ده ، او خود را آماده ى فهم كرد و گفت : » رَبِّ اشْرَحْ - « الخولى پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله خطاب شد » ألَمْ نَشْرَحْ لَكَ « و پس از پيدايش آن يادش دادند كه نتيجه ى شرح صدر را بخواه به اين جمله :
« وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً » و هم آن حضرت توصيف شد بچراغ روشنى بخش « سراجا منيرا » ولى شرح صدر يعنى آمادگى براى روشنى ، پس تفاوت پيغمبر ما ( ص ) با حضرت موسى عليه السّلام اين است كه آن حضرت بخشنده ى نور است و موسى گيرنده ى آن . و چون به موسى امر شد گوش به وحى خداوندى دهد ، و هم امر شد عبادت و نماز كند فهميد كه بايد هم خدمت خالق كند و هم خدمت بمخلوق و توجّه بهر يك جلوگير از توجّه به ديگرى است ، اين بود كه شرح صدر خواست تا بهر دو برسد .
تأويلات : يعنى اى خداى من ، در مقام تجلَّى صفات ، دلم را بنور يقين و تمكين روشن كن تا در برابر آزار مردم تنگدل نشوم و از بيخردىشان روحم آزرده نشود و همانطور كه سخن تو را به آنها ميگويم با گوش تو هم سخن آنها را
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٠٤