تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
مردم جلوس كرده بود ، فرمود : از سوى كوفه يك جمعيت هزار نفرى نه يك تن زياد و نه كم ، به جانب شما خواهند آمد و با من تا آستانهء مرگ بيعت خواهند نمود [ يعنى بيعت واقعى ، بيعت اين گروه است و نه بيعت ديگران ، به اين دليل كه بيعت‌كنندگان امروز ، جز رياست و اندوختن مال و به دست گرفتن قدرت در پوشش بيعت با من انگيزهء ديگرى ندارند ] . ابن عباس [ كه شاگردى دل باخته و فداكارى سر از پا ناشناخته بود و در عين حال با دقت جوانب امور را مىنگريست ] گويد : از تعيين عدد ( يك هزار نفر ) بدون كم و زياد قلبم به هراس و طپش افتاد كه نكند از اين جمعيت يك نفر كم يا زياد باشد و در اين بين منافقان كوردل زبان به طعن بگشايند و او را تكذيب كنند به همين خاطر واردين را يكايك شماره نموده ، تا عدد آنها به نهصد و نود و نه نفر رسيد سپس تعداد جمعيت به پايان رسيد كم شدن يك نفر از آنان بر من گران آمد و هاله‌اى از اندوه و تفكر مغزم را فراگرفت [ با خود گفتم آيا ممكن است پيشوايى راستين مانند على عليه السّلام خلاف گفته باشد ] در اين بين ديدم شخصى از دور پيدا شد و همين كه نزديك گرديد ، ديدم او اويس قرن است كه با او عدد مذكور ( يك هزار نفر ) كامل گرديد .
هامش
اين سخن ، قلبم به اضطراب افتاده و خائف شدم كه نكند يك عدد از اين تعداد زائد و يا ناقص گردد و در نتيجه در كار ما اخلالى پديد آيد . براى اطمينان خاطر ، به شمارش افراد مشغول شدم ، چون تعداد آنها به نهصد و نود و نه نفر رسيد آمدن آنان قطع شد ! كلمهء استرجاع را بر زبان آورده و گفتم : چه باعث شد كه او چنين سخنى گفت ، ( ديرى نمىگذرد كه مردم از اطراف ما متفرق خواهند شد ! ) در اين بين كه هاله‌اى از اندوه قلبم را در محاصره كشيده بود و با خود فكر مىكردم كه مآل كار به كجا منتهى مىشود ، ناگهان شخصى از دور پيدا شد كه قباى پشمينه‌اى بر تن و شمشيرى حمايل و سپرى بر دوش و مشك كوچكى در دست داشت ، به جايگاه على عليه السّلام نزديك گرديد ، و عرض كرد : دستت را بده تا با تو بيعت كنم ، فرمود : به چه انگيزه‌اى ، گفت بر شنيدن و اطاعت و در پيش روى تو جنگيدن تا فتح و پيروزى ، فرمود : اسم تو چيست ؟ گفت : اويس قرنى ، فرمود : آرى تو آن كسى هستى كه انتظار تو را داشتم ، سپس تكبير گويان فرمود : دوست و محبوبم رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به من خبر داد كه من مردى از امت او را درك مىكنم كه نام وى اويس قرن است ، او يكى از حزب اللَّه است كه با شهادت از دنيا رخت برمىبندد و به تعداد قبيلهء ربيعه و مضر روز قيامت در پوشش شفاعت او قرار مىگيرند ابن عباس گويد : سپس وى به جمع رزمندگان پيوست ؛ ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 315 ، فصل 61 باب دوم .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 93 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى