هامش
جريان با خبر ساخت ، همين كه على عليه السّلام از قصد آنان با خبر شد ، به من گفت : اى ابن عباس آرام باش و دلهرهاى به خود راه مده ، به خدا سوگند در خلال دو روز آينده ، شش هزار و ششصد نفر از كوفه به سوى ما خواهند آمد و ما بر اهل بصره پيروز شده و در اين گير و دار ، طلحه و زبير به هلاكت خواهند رسيد ، ابن عباس گفت : پس از استماع اين سخن از مولا به خدا سوگند لحظه به لحظه گوش به زنگ اخبار بودم تا از مردم كوفه خبرى به دست آورم تا در آن لحظه كه يك سوار با سرعت به سوى ما آمد پيش از رسيدن به لشكرگاه او را ملاقات نموده و از وى پرسيدم از كوفه چه خبر ؟ گفت شش هزار و ششصد نفر نيروى كمكى با شتاب به استقبال على عليه السّلام مىآيند با شنيدن اين خبر كه حاوى تعداد رزمندگان بود ، خرسند و خوشحال گرديدم .
نك : الجمل شيخ مفيد ، ص 157 ؛ معجم ابو بكر اسماعيلى ، ورق 84 ، از نسخهء ارزشمندى در تركيه ، در كتابخانهء عمومى با يزيد ، از كتابخانهء ولىّ الدين به شمارهء 845 ؛ نهج السعادة ، ج 1 ، ص 287 ؛ كنز العمال ، ج 13 ، ص 164 ، شمارهء 36500 ؛ منتخب كنز العمال ، در حاشيهء مسند احمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 43 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 395 ؛ مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص 236 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 236 ، به اين شرح : ابو مخنف از كلبى از ابو صالح از زيد بن على از ابن عباس كه گفت : با على عليه السّلام در منطقهء ذى قار فرود آمده و اردو زديم ، به او گفتم : يا امير المؤمنين به گمانم جمعيت اندكى كه از اهل كوفه به سوى شما آمدهاند فقط همين تعداد بيش نباشند ، فرمود : نه چنين نيست به خدا سوگند در آيندهء خيلى نزديك شش هزار و پانصد و شصت نفر نه زيادتر و نه كمتر ، به ما ملحق خواهند شد ، ابن عباس گويد : به خدا سوگند در تعيين اين عدد مشخص ترديدى سخت به من عارض شد و با خود گفتم اين جمعيت را شماره خواهم نمود ، همان گونه بود كه وى خبر داد . ابو مخنف گويد : ابن اسحاق از عمويش عبد الرحمن بن يسار بازگو كرده گفت :
افرادى كه از كوفه در منطقهء ذى قار به على عليه السّلام از زمين و دريا ملحق شدند ، جمعا شش هزار و پانصد و شصت نفر بودند وى به مدّت پانزده روز در اين منطقه اردو زد و در اين مدّت اجتماع مردم به حدّى بود كه جز شيهه و صداى اسبان و استران رزمندگان ، در اطراف سپاه صدايى شنيده نمىشد . زمانى كه على عليه السّلام از آن منطقه كوچ كرد ، ابن عباس گفت : به خدا قسم ، افراد موجود را سرشمارى خواهم نمود كه اگر در آن سپاه تعداد معينى نبودند ، افرادى را به آنها ملحق كنم مبادا موجب شك و ترديد مردم گردد ، زيرا گفتار او را همه شنيده بودند ، آنها را شماره نمودم ، به خدا سوگند نه يك نفر زياد و نه يكى كم بود ! با خوشحالى تكبير گفتم كه خدا و رسولش راست گفتند ، سپس به راهمان ادامه داديم .
در تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 500 چاپ بيروت ، در حوادث سال 36 ، تحت عنوان « نزول على الزاوية من البصرة » فرود آمدن على به گوشهاى از بصره ، گويد مرا خبر داد عمر از ابو الحسن از ابو مخنف از جابر از شعبى از ابو طفيل كه گفت :
على عليه السّلام فرمود : به همين زودى دوازده هزار و يك نفر از كوفه به سوى شما خواهند آمد ، ابو الطفيل گويد : بر بلندى منطقهء ذى قار نشسته و آنها را مىشمردم ، نه از آن عدد فردى زائد بود و نه ناقص .
نك : خرائج و جرائح راوندى ، ص 179 ؛ بحار الانوار ، ج 41 ، ص 300 ، باب 114 ، چنين نقل كرده است : على عليه السّلام در منطقهء ذى قار عراق در حالى كه براى گرفتن بيعت از رزمندگان در جايى نشسته بود ، فرمود : هم اكنون از سوى كوفه هزار نفر بدون كم و زياد به ما ملحق خواهند شد و تا سرحدّ مرگ با من بيعت خواهند نمود ! ابن عباس گويد : با شنيدن