تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
دستور داد ، تا او را سنگسار كنند ، على عليه السّلام از جريان آگاه گرديد و او را از اقدام به اين عمل منع كرد ، عمر از علت ممانعت پرسيد ؟ على عليه السّلام فرمود : خداى متعال دوران باردارى و شيرخوارگى را جمعا در يكى از آيات قرآن ، سى ماه تعيين كرده است : «
حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً
» ( احقاف ، 46 ) و در آيهء ديگر ، مدت شيردادن را دو سال تمام مقرر نموده و فرموده است : «
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ
» ( بقرة ، 233 ) بنا بر اين اگر 24 ماه كه زمان شيرخوارگى است ، از سى ماه برداريم ، شش ماه باقىمانده ، مدت حمل است . عمر آن زن را رها نموده و گفت : « لو لا علىّ لهلك عمر » « اگر على اين مشكل را حلّ نمىكرد ، عمر به هلاكت مىرسيد » . « 53 » زن ديوانه‌اى كه از زنا ، باردار شده بود ، نزد عمر آوردند ، وى فورا دستور داد ، او را سنگسار كنند ! على عليه السّلام از جريان آگاه گرديد و به استناد فرمودهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم او را منع نموده و فرمود : آيا نشنيدى كه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در اين مورد چه دستور و فرمانى داده است ؟ عمر گفت : فرمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چيست ؟ على عليه السّلام فرمود : رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : قلم تكليف از چند گروه برداشته شده است يكى ديوانه ، تا زمان بهبودى ، ديگرى كودك ، تا زمان بلوغ و ادراك و سومى شخص كه خوابيده است ، تا به هنگام بيدارى ، عمر با
هامش
( 53 ) . مناقب خوارزمى ، فصل هفتم ، ص 38 ؛ مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 140 ، 154 با اختلاف در لفظ حديث ، فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 349 ، باب 65 ، حديث 275 ؛ ينابيع المودة ، ص 75 باب چهاردهم و ص 211 ، باب 56 گويد : ابن سمان در كتاب الموافقة ايراد نموده ؛ ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 194 ، باب دوم ، فصل 59 ؛ ملحقات احقاق الحقّ ، ج 17 ، ص 492 ؛ الغدير ، ج 6 ، ص 101 ؛ فضائل الخمسة ، ج 2 ، ص 273 ؛ صحيح ابو داود ، ج 28 ، ص 147 ؛ سنن دارقطنى ، كتاب حدود ، ص 346 ؛ فيض القدير ، ج 4 ، ص 356 ؛ تذكرة الخواص ، ص 137 ، با اختلاف در لفظ ؛ الرياض النضره ، ج 3 ، ص 164 ؛ العمدهء ابن بطريق ، ص 257 ، شمارهء 403 ؛ صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 204 ، كتاب المحاربين ، باب لا يرجم المجنون و المجنونة ؛ سنن دارقطنى ، ج 3 ، ص 138 ، كتاب الحدود ، شمارهء 173 مستدرك الصحيحين حاكم ، ج 4 ، ص 389 ، كتاب الحدود به دو طريق و در يكى گويد : اين حديث به شرط نقل شيخين صحيح است ، امّا آن دو را نقل نكرده‌اند .