تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
« 198 » قاتل عمّار ، ابو عاريهء مزنى است كه با طعن نيزه او را بر زمين انداخت و ابن جونى سكسكى سر را از تن او برگرفت و عمر شريف به نود و چهار سال مىرسيد . « 199 » ابو سعيد خدرى [ سخنى در بارهء فضيلت عمّار دارد كه شايان توجه است ، او ] گويد به هنگام ساختمان مسجد النبى در مدينه ، ما جمع ياران رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ، هر يك نفر يك خشت خام حمل مىكرديم اما عمّار هر بار دو خشت حمل مىنمود ، در آن حال رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر او گذشت و گرد و غبار را از سر و صورت او زدود و فرمود : اى عمّار تو نيز مانند ديگران يك خشت حمل كن ، عرض كرد : يا رسول اللَّه ! با اين عمل به خدا تقرب مىجويم . بار ديگر با محبت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مواجه شد و آن حضرت گرد و غبار را از سر و صورت او برگرفت و فرمود : آرى ، گروه باغى تو را خواهند كشت ، در حالى كه تو آنها را به بهشت دعوت مىكنى و آنها تو را به آتش دعوت مىكنند [ يعنى تو آنها را به فرمان خداوند به ولايت على عليه السّلام رهنمون مىشوى و آنها تو را به پذيرش رهبرى معاويه دعوت مىكنند ] . « 200 » علقمة و أسود گويند : براى تحقيق در مورد حضور ابو ايّوب أنصارى با على عليه السّلام و مشاركت او در جنگهاى جمل و صفين به خانهء او رفتيم ، پس از ورود گفتيم ، خداوند متعال به هنگام ورود پيامبرش در مدينه به منزل تو ، كرامتى به تو ارزانى داشت كه هيچ كس با تو همتا نبود ، زيرا به شتر او وحى نمود ، تا درب منزل تو بخوابد و ميزبانى
هامش
( 198 ) . طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 258 و 261 ، چاپ بيروت ؛ كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 260 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل سوم از فصل نوزدهم ، ص 123 . ( 199 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 41 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 252 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ترجمهء عمّار ياسر ، ص 296 ؛ كفاية الطالب ، ص 173 ؛ مناقب محمد بن سليمان زبيدى ، ج 2 ، ص 354 ، حديث 827 ؛ مناقب خوارزمى ، ص 124 . ( 200 ) . مناقب خوارزمى ، فصل سوم ، از فصل شانزدهم ، ص 124 ؛ كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 261 .