تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
آن شب از دو لشكر سى و شش هزار نفر ، طعمهء مرگ گرديدند . « 195 » پس از پايان آن شب تاريخى ، ياران على عليه السّلام نشانهء فتح و پيروزى را براى سپاهيان خويش به چشم مىديدند و مالك اشتر براى به پايان رساندن كار با جمعى از سپاه على عليه السّلام حمله‌اى سريع و برق آسا آغاز نمودند و لشكر معاويه را تعقيب كردند و آنها را به اردوگاه معاويه عقب راندند [ اين اقدام شجاعانه و بىنظير ياران امير مؤمنان عليه السّلام معاويه و يارانش را به وحشت انداخت ] عمرو بن العاص با ديدن اين منظره ترديدى نداشت كه با گذشت زمانى نه چندان طولانى ، جنگ به نفع على عليه السّلام به پايان خواهد رسيد ، به همين علت نزد معاويه آمد [ و پس از مذاكره و گفتگو به حيله‌اى تازه دست زده ] گفت : مصلحت در اين است كه قرآنها را بر نيزه كنيم و بگوييم شما را به حكميت قرآن دعوت مىكنيم ! معاويه گفت : آفرين بر رأى پسنديدهء تو و فورا فرمان داد تا قرآنها را بر نيزه كنند و به همين علت قاريان قرآن از جنگ دست كشيدند و گفتند : ما با قرآن جنگ نداريم و بايد قرآن بين ما و گروه متخاصم داورى نمايد ! امير مؤمنان عليه السّلام كه از حيلهء رو بهانهء عمرو آگاه بود ، فرمود : اين نيرنگ و خدعه از عمرو عاص است ، اين گروه هرگز عامل به قرآن نبوده و نيستند [ كوشش كنيد تا كار جنگ يكسره گردد ] اما متأسفانه منافقان كوردلى كه در ميان سپاه على عليه السّلام وجود داشته و هميشه مترصد خرابكارى بودند ، سخنان مولا را ناديده گرفتند و گفتند : ما ديگر نمىجنگيم ، بلكه ميان ما و اين گروه قرآن حكميت خواهد كرد . [ و چون ديدند حملهء دليرانهء مالك اشتر و عده‌اى از ياران مخلص مولا با گذشت اندك زمانى جنگ را به پايان خواهد برد ] گفتند : به مالك فرمان بده كه دست از جنگ بر دارد و گر نه تو را به شاميان تسليم خواهيم نمود ، يا همين جا تو را خواهيم كشت ! على عليه السّلام
هامش
( 195 ) . كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 253 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 48 و 49 ؛ نور الأبصار ، ص 96 ؛ ينابيع المودة ، باب پنجاه سوم ، ص 157 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 188 .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 191 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى