تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
را عصيان نموده روا نباشد [ البته اين سخن حق است اما آنها با اين سخن حق ، باطل را اراده كرده بودند ، يعنى مىگفتند : على چون حكميت را پذيرفته است بايد از اين عمل توبه كند ] بيش از هشت هزار نفر ديگر نيز به آنان پيوستند و از كوفه راهى حروراء شدند و عبد اللَّه بن الكواء را فرمانده خود قرار دادند و براى جنگ با على عليه السّلام آماده شدند . على عليه السّلام عبد اللَّه ابن عباس را براى توجيه و ارشاد آنان مأمور نمود ، عبد اللَّه نزد آنها رفت و آنها را از نافرمانى و تمرّد از دستور امير مؤمنان عليه السّلام برحذر داشت ؛ امّا آنان به سخنان وى گوش فراندادند و در گمراهى خويش باقى ماندند ؛ سپس على عليه السّلام شخصا براى گفتگو با آنها در حالى كه ابن كواء و جمعى از پيروانش بر مركبها سوار و آمادهء جنگ بودند نزد آنان رفت و به ابن كوّاء فرمود : بياييد تا با شما صحبت كنم ، ابن كوّاء گفت : آيا از شمشير تو ايمن باشم ! آن حضرت فرمود : مطمئن باشيد كه گزندى به شما نخواهد رسيد [ يعنى پيش از اتمام حجّت به جنگ اقدام نخواهم كرد ] . ابن كوّاء با جمعيت ده نفرى از اصحابش براى گفتگو به حضور امام عليه السّلام شرفياب شد ، على عليه السّلام فرمود : آيا به شما تذكّر ندادم كه اهل شام ، داورى قرآن را خدعه و نيرنگى قرار دادند تا شما را فريب دهند و اقدام آنان به خاطر فرسودگى آنها از جنگ است و گفتم : بگذاريد با ادامهء نبرد در اندك مدتى ، كار يكسره شود و شما نپذيرفتيد ؟ گفت آرى چنين بود ! فرمود : آيا به شما نگفتم اكنون كه بر حكميّت اصرار داريد ، بگذاريد پسر عمويم ، عبد اللَّه بن عباس را به نمايندگى لشكر عراق تعيين كنم ، زيرا آنها نمىتوانند وى را فريب دهند ، و باز هم شما نپذيرفتيد و بر انتخاب ابو موسى اشعرى اصرار ورزيديد و من با اكراه و ناخواسته به خواستهء شما تن در دادم و اگر يارانى جز شما در كنار خود مىديدم ، هرگز پيشنهاد آنها را نمىپذيرفتم ، از اين گذشته در حضور خود شما در جلسهء حكمين شرط كردم كه بايد حكمين فرمان خدا را اطاعت كنند و حكم خدا را از ابتدا تا انتهاى كار رعايت نمايند و سنّت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را مو به مو اجرا كنند و در صورت تخلف از دستور خداوند در مورد حكميت ، اطاعت از آنها بر من لازم نيست ، آيا جز اين كه مىگويم سخنى در بين بوده است ؟ ابن كوّاء گفت : همه را تصديق داريم ، امّا يك سخن به جا مانده
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 196 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى