تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در جمع منتظران آن حضرت ، به تو اختصاص يافت ؛ اكنون با توجه به اين فضيلت سؤالى از تو داريم و آن اين است كه علت حضور تو در ركاب على عليه السّلام چه بوده است ؟ ابو ايوب گفت : براى شما سوگند ياد مىكنم كه در همين اطاق كه نشسته‌ايد جز رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام در سمت راست و من در جانب چپ و أنس كه پيش روى وى ايستاده بود ، كسى ديگر وجود نداشت ، ناگهان در منزل به صدا درآمد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به من فرمود : ببين كيست كه در پشت در آمده ، انس رفت و گفت : عمّار ياسر است ، فرمود : در را براى عمّار آن وجود پاك و پاكيزه باز كن ، وى در را باز كرد ، عمّار وارد شد و به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سلام نمود ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به عمار خوش آمد گفت و نوازش كرد ، سپس فرمود : در آيندهء نه چندان دورى بعد از مرگ من ، در بين امتم اختلاف شديدى پيش مىآيد تا آنجايى كه شمشير به روى هم مىكشند ؛ در آن حال به اين فرد كه در سمت راست من نشسته اقتدا نموده و او را پيروى كن ، اگر چه همهء مردم به راهى و على تنها به راهى ديگر برود ، راه على را اختيار كن و مردم را واگذار ، زيرا على عليه السّلام تو را از راه هدايت دور نكرده و به گمراهى نمىكشاند . اى عمّار آگاه باش اطاعت از على اطاعت از من و اطاعت از من اطاعت از خداى متعال است . « 201 »

[ خوارج ]

اكنون سخن در بارهء خوارج است يعنى گروهى كه با شتاب از دين بيرون رفتند و به بىراهه افتادند ، به اين علت كه بعد از مسألهء حكميّت در صفين كه على عليه السّلام به كوفه باز گشت و منتظر سر آمدن زمان مقرّر بين او و معاويه بود ، تا دوباره با معاويه به جنگ بپردازد ، چهار هزار نفر از ياران وى كه همه عابد و ناسك بودند [ همان كسانى كه براى حكميت به شدت پافشارى مىنمودند و اندرزهاى سودمند او را گوش نكردند ] از كوفه خارج شده و از لشكر على عليه السّلام به عنوان مخالفت كناره گرفتند ، با اين منطق كه داورى تنها براى خداست « لا حكم الا للَّه و لا طاعة لمن عصى اللَّه » يعنى فرمان‌برى معاويه كه خداى
هامش
( 201 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 73 ؛ كشف الغمّهء اربلى ، ج 1 ، ص 264 ؛ نور الابصار ، ص 79 .