على عليه السّلام داشت و در معصيت و نافرمانى خداوند از همه بىباكتر بود ، وقتى شنيد كه على عليه السّلام معاويه را به نبرد فراخوانده ، گفت : من با او همرزم خواهم شد ؛ سپس رو به روى مولا ايستاد ، على عليه السّلام به او حمله نمود و بسر از پشت مركب بر زمين افتاد و چون خويش را در چنگال مرگ ديد ، عمل عمرو بن العاص را تكرار كرد و پاها را بلند نمود تا به حدى كه عورتش مكشوف گرديد ! مولا از او نيز روى برگرداند و او فورا از معركهء جنگ فرار كرد . معاويه كه اين منظره را از نزديك تماشا مىكرد به خنده افتاد . در آن ميان يكى از جوانمردان كوفه ، فرياد زد ، رويتان سياه باد ! اى بىحيا مردم كه به جاى نبرد در ميدان جنگ مانند عمرو بن العاص و به پيروى از او به كشف عورت مىپردازيد ! [ آرى او معلم دلسوزى براى شما بود چرا كه براى نجات از مرگ كشف عورت را به شما تعليم نمود ] .
« 194 » در ليلة الهرير كه لشكر معاويه از شدت جنگ مانند سگ زوزه مىكشيدند على عليه السّلام شخصا در صحنهء نبرد حضور داشت و با كشتن هر فردى از شاميان ، صدا را به تكبير بلند مىنمود شمارهء تكبيرهاى آن شب حضرت به 523 تكبير رسيد و تا سپيده دم
هامش
( 194 ) . كشف الغمة ، ج 1 ، ص 253 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل سوم از فصل شانزدهم ، ص 174 ؛ نور الأبصار ، ص 96 ؛ ينابيع المودة ، باب پنجاه و سوم ، ص 157 با اختلاف در الفاظ .