بحث هشتم حسن خلق و گشادهرويى آن حضرت عليه السّلام
ترديد و خلافى در بين عقلا و خردمندان وجود ندارد كه على عليه السّلام از همهء مردم اخلاقش نيكوتر و گشادهرويى آن حضرت از همه بيشتر و برتر بود ، چنان كه دشمنان آگاه و يا دوستان ناآگاه او را به دعابه ( شوخطبعى و شوخىگرى ) نسبت مىدادند و اين نبود مگر به خاطر خوش رفتارى او با دوستان و سيرهء پسنديدهء وى با يارانش .
على عليه السّلام ، شبى از شبها عبورش به خانهء زنى بينوا كه كودكان خردسالش از گرسنگى گريان بودند و خواب به چشمانشان نمىآمد ، افتاد ، اين منظرهء تأثرانگيز ، قلب مهربان و آكنده از محبت آن جناب را عميقا لرزاند ، چرا كه آن زن براى خاموش نمودن كودكانش و مشغول نمودن آنها ، و به خواب كردنشان ، ديگى كه جز آب ، چيزى در آن نبود ، بر اجاق نهاده بود و آنها را بدين وسيله ، تسلّى مىداد كه پس از لحظاتى چند ، غذايشان ، آماده خواهد شد . امير المؤمنين عليه السّلام با اطلاع از وضع رقتبار آن گرسنگان بىپناه به همراه قنبر خدمتگزار خاص خود ، به منزل آن زن رفت و مقدارى خرما ، روغن و نان در