تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
او هستم ، از پيامبر رحمت ارث بردم و افتخار ازدواج با بزرگ زنان بهشتى را كسب نمودم و من بزرگ مؤمنان و آخرين جانشينان پيامبرانم . هرگز اين ادعا را جز من كسى نتواند نمود و اگر كسى اين ادعا را بكند ، خداى متعال ، او را اندوهناك و پريشان خواهد نمود ! در آن بين مردى از قبيلهء عبس كه در جمع شنوندگان بود ، برخاست و به عنوان اعتراض و استهزاء گفت : كيست كسى كه نتواند اين ادعا كند ، هم اكنون مىگويم : من بندهء خدا و برادر رسول او هستم با اينكه هيچ پريشانى به من اصابت نكرده است ! هنوز سخنش به پايان نرسيده و جابجا نشده بود كه ديوانگى به سراغ او آمد و به رعشه افتاد ! حاضران پاى او را گرفته و تا درب مسجد او را كشيده و رهايش كردند . يكى ديگر از دعاهاى مستجاب آن حضرت اين بود كه براى انجام فريضهء الهى ، از خداوند خواست ، تا آفتاب را كه در حال غروب بود ، دوباره برگرداند تا در وقت ، نماز را به جاى آورد ، و اين ردّ الشمس در دو نوبت براى او واقع شد ، يكى در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ديگرى بعد از رحلت آن حضرت است و آن اين است : « 125 » اسماء بنت عميس ، امّ سلمه ، جابر بن عبد اللَّه أنصارى ، ابو سعيد خدرى و جمعى
هامش
( 125 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 346 ، باب سوّم ، فصل 76 ، با اندك اختلافى در تقديم و تأخير بعضى كلمات و در آخر حديث ، اين جمله موجود است : فقالت اسماء : ام و اللَّه لقد سمعناها عند غروبها صريرا كصرير المنشار في الخشب ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 316 ؛ مناقب خوارزمى ، حديث 23 ، فصل 19 ، ص 217 و در اين نقل گويد : قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم : صلّيت يا على ؟ فقال : لا فقال النبى : اللّهم إنّه كان في طاعتك و طاعة رسولك فاردد عليه الشمس قالت اسماء : فرأيتها قد غربت ثم رأيتها قد طلعت بعد ما غربت ، حتى صلّى امير المؤمنين عليه السّلام . ؛ تذكرة الخواص ، ص 49 ؛ بحار الانوار ، ج 41 ، ص 171 ، از ارشاد شيخ مفيد ؛ مناقب ابن مغازلى ، حديث 140 و 141 ص 96 ؛ كفاية الطالب گنجى شافعى ، اواخر باب 100 ، ص 384 و 385 ؛ تفسير كبير فخر رازى ، ج 32 ، ذيل سورهء كوثر ؛ الرياض النضرة ، ج 2 ، ص 125 ؛ مجمع الزوائد ، ج 8 ، ص 297 ؛ العمدهء ابن بطريق ، ص 374 ؛ ترجمة امام على عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 2 ، ص 283 ، شمارهء 814 و 815 با اختلاف در لفظ و معنا ؛ ينابيع المودة ، باب چهل و هفتم ، ص 137 ؛ علل الشرائع ، باب 61 ، حديث 3 ، ص 351 .