137 - صداقت در بندگى
منظور عارفان راستگويى در عبوديّت است بدانسان كه بدون ملاحظهء آخرت ، به پرستش خداى و حقوق ربوبيّت قيام نمايى .
138 - آزار
مىنمايد ، چند روزى شد ، كه آزاريت هست * غالبا دل در كف چون خود ستمكاريت هست
در گلستانى نمىجنبى چو شاخ گل ز جاى * مىتوان دانست كاندر پاى دل خاريت هست
چارهء خود كن ! اگر بيچاره سوزى همچو تست * واى بر جانت اگر مانند خود ياريت هست
عشقبازان ، رازداران همند ، از من مپوش ! * همچو من بىعزّتى ؟ يا قدر و مقداريت هست ؟
چونى ؟ از شاخ گلت رنگىّ و بويى مىرسد ؟ * يا به اين خوش مىكنى خاطر ، كه گلزاريت هست ؟
در طلسم دوستى ، كاندر تواش تأثير نيست * نسخهها دارم ، اشارت كن ! اگر كاريت هست
بار حرمان برنتابد خاطر نازكدلان * عمر من ! بر جانِ « وحشى » نه ! اگر باريت هست « 1 »
( وحشى بافقى )
139 - سرانجام غيبت
« شمس الدين » مشهور به « سبع » دو زن داشت ؛ يكى به نام « ستّ » و ديگرى به نام « رابعه » .
[ روزى ] « ستّ » به بهانهء حمام از خانه بيرون رفته ، هشت روز باز نيامد . « شيخ شمس الدين محمّد غالاتى » ، اين دو بيت را در اين خصوص به او نوشت :
به حق واحد بلا ثان منير الدمس * طلق ثلثة و خلّ رابعة بالخمس
ذي الست يا سبع غابت يوم ثامن أمس * تسعى لغيرك فعاشر غيرها يا شمسي
* * * به حقّ خداى يكتايى كه دومى ندارد و ظلمات را نوربخش است ، او را طلاق سهگانه بده و « رابعه » را محكم در مشت خود نگاه دار ، آن « شش » « 2 » اى « هفت » « 3 » « هشت » روز غيبت نمود ، او به دنبال ديگرى است ، پس تو نيز با
هامش
( 1 ) . ديوان - چاپ نخعى - ص 390 .
( 2 ) . ست : نام زن غايب .
( 3 ) . سبع : نام همسر مرد .