وجه قبيح لامني * في حب وجه حسن
( ناشناس )
* * * سختترين بلاهاى زمانه بر من اين بود كه زشترويى در عشق زيبارويى ملامتم مىكرد .
129 - در ملامت عاشق
غالطني اللاحي على * من همت فيه و عذل
و قال يحكي وجهه * بدر الدجى قلت أجل
( نواجى )
* * * ملامتگر ، مرا ملامت كرد ، به خاطر عشق معشوقم ، و به من گفت كه روى او ، چون ماه است و گفتم چنين است .
130 - وصف معشوق
إن كنت تعجز أن تفوه بموصفه * حسنا و مثلك من يفوق قريضه
سل عن سواد الشعر نرجس طرفه * يخبرك بالليل الطويل مريضه
( ناشناس )
* * * اگر زبان تو از وصف او عاجز شود ، با اينكه تو از سخنورانى ؛ پس از سياهى گيسوانش وصف نرگس مژگانش را سراغ گير كه به تو خواهد گفت درازى شب بر بيماران عشق چه ميزان است .
131 - در شين شقايق
« ابن خرّاط » دربارهء پسرى كه سه خال بر صفحهء روى او مثل سه نقطهء شين افتاده گفته :
في خده الروضي لا تحسبوا * ثلاث شامات بدت عن حقيق
بل كاتب الحسن على خده * نقط بالعنبر شين الشقيق
* * * بر بوستان گونهء او گمان مبر ، سه خال واقعى وجود دارد ، بلكه نگارندهء حسن بر گونهء او ، با عنبر سه نقطه از شين شقايق را نگاشته است .