1759 - طيب خاطر يا نكوهش غرور
از كتاب « احياء العلوم الدّين » ، كتاب نكوهش غرور آمده است : دهم از مهلكات غرور است و فرقهاى در فنّ فقه ، غرور عظيمى دارند . چنان پندارند كه در امر قضا حكم خداى تعالى ، تابع حكم ايشان است . در رفع حقوق ، حيلهاى را وضع كرده ، گويند : هرگاه زوجه از مهريهء خويش ، بر زوج خود بخشيد ، روح در مقابل خداوند هم برى است ، زوجه را از صداق حقّى نمىماند . اين مطلقا خطاست ، چه زوجه از تاب بدرفتارى و اسائت زوج ، بىتاب شده ، نه به طيب نفس ، بلكه براى رهايى خود ، دست از صداق برمىدارد و قول خداوند تعالى :
فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً
« 1 » طيب نفس آنكه ذمّه را به رضا برّى كند نه به اضطرار . چه بدون رغبت و رضا من جمله مصادره است ، لكن قاضى دنيا مطّلع بر سراير نيست . قاضى اكبر كه در روز حساب ، متصدّى امر قضا گردد ، هر آينه اينگونه كردار ناصواب بر وى پوشيده نيست و نيز مال مردم بر مردم حرام است ، الا آنكس كه به طيب نفس از آن بگذرد .
مثلا كسى در مجمعى عطيّه از شخصى طلبيده و آن شخص از حيا الم تضييع مال را از الم مذمّت مردم اولى دانسته ، آن چيز را بدون رغبت باطنى ، به وى داد . پس ، آن شخص به دو الم گرفتار شده ، يكى الم مذمت مردم و ديگرى الم تضييع مال . چه سؤال در جايى كه حيا بر او غالب آمد ، نوعى است از ضرب و شتم . محصّل ظاهرى كه مصادره باشد ، لكن در نزد حق سبحانه و تعالى ظاهر است و همچنين از بيم غيبت و حفظ شرّ ، مال بر آخذ وسايل نيز حرام است و از اين قبيل است آنانكه در آخر سال از بهر سقوط زكات ، مال خود را به فتواى فقيه به زوجهء خود هبه نمايند . اگر چه ظاهرا فتواى فقيه در سقوط زكات صحيح است ، لكن اينگونه بخل ، موجب وحشت و استهجان طبايع عقلاست . شرط است كه در روز حساب به درجهء سقوط رسد . چه آن شخص ، به محض هبه از مالكيت نيفتاده و احتياطا به معرض بيع مال و تلف آن درنيامده . سرّ در وجوب زكات ، تطهير قلب از رذيلهء بخل است .
حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله فرموده : « ثلاث مهلكات ، شح مطاع ، هوى متبع و اعجاب المرء بنفسه » . « 2 » شح مطاع ، بخلى است كه در اداى حقوق اطاعت آن كنند . پس آن فقيه ، به فقه دين و معنى زكات ، جاهل بوده است .
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 4 . ( . . . اگر آنها با رضايت خاطر چيزى از آن به شما بخشيدند . . . ) .
( 2 ) . سه چيز هلاك آورد : بخل مسلط بر آدمى ، پيرى از هوى و هوس و خودپسندى .