تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 734

مساهمون:

ص٧٣٤

1764 - ابله

گفته‌اند : صاحب حاجت ، ابله است . چه به مظنّهء ناروايى حاجت ، حزنى كه موجب ازالهء فهم و خرد است ، وى را روى دهد .

1765 - سزاوار حيله‌گرى

حيله در حقّ همسايه و همنشين بد ، اين است كه پسرهاى ايشان را مكرّم دار تا دفع شرّ پدرهايشان از تو شود .

1766 - ردّ اميد

هركس روى اميد به تو آرد چنان‌كه تو ردّ را در اميدگاه بر خود نپسندى ، ردّ اميد را بر وى هم مپسند ؛ كسى كه از ستمگرى يارى خواهد ، خداوند به حال خود بگذاردش .

1767 - عقوبت همنشينى با امرا

حكيمى گفته : حكايت نزديكان شاه ، حكايت گروهى است كه بر كوهى بالا روند و از آن فرو افتند ؛ در آن ميان آن كس كه بالاتر رفته باشد ، به هلاكت نزديك‌تر است .

1768 - همّ و غم

حكيمى را پرسيدند : چگونه صبح برخاستى ؟ گفت : صبح برخاستم درحالىكه دنيا غمم و عقبى همّم بود .

1769 - پيشهء صوفيان

صوفى را پرسيدند : پيشهء شما چيست ؟ گفت : خوش گمانى به خداوند و بدگمانى به مردم .

1770 - مشاوره

امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : بر مشاوره راغب باش ، چراكه نظر مشورت‌دهنده خالص است و نظر مشورت‌گيرنده آلوده به هوى .