تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
به عين خالط التقتير * في أجفانه الحورا يزيدك وجهه حسنا * إذا ما زدته نظرا
* * * گويى پيراهن او از بين دكمه‌هايش ماه را بيرون آورده‌اند . با چشم تنگى كه رنگ آن آبىرنگ است و مانند فرشتگان مىباشد . صورت او زيباييش بيشتر مىگيرد هنگامى كه بيشتر به او نگاه كنى و دقت كن .

1749 - در تعريف دنيا

فاضل چلپى در حاشيهء « مطوّل » بعد از ذكر قول ابو نواس گفته :
صفراء لا تنزل الأحزان ساحتها * لو مسّها حجر مسّته سرّاء
* * * زردرويى كه هيچ‌گاه غم و غصه‌ها در خانه او فرود نمىآيد و هرگاه سنگى به او برخورد نمايد به سرور و خوشحالى مىرسد . « شيخ بهاء الدّين رحمهم اللّه » گفته : تعجّب از اين فاضل مىكنم كه با وجود مهارت و ممارست در اشعار عرب ، اين قصيده را كه ابو نواس در وصف قمر گفته ، چگونه به وصف دنيا استنباط نموده و اين بيت مطلع قصيده است :
دع عنك لومي فان اللوم إغراء * و داوئى بالتي كانت هي الداء
* * * سرزنش مرا رها كن زيرا آن ، چيزى نيست به غير از فريفتن من و دواى من همان چيزى است كه مرض من است . و بيت « صفراء لا تنزل » بيت دوّم ، و بعد از آن ، اين بيت است :
من كفّ ذات حرّ في زيّ ذى ذكر * لها محبان لوطيّ و رناء
* * * از دست زنى كه مانند مردان زندگى مىنمايد و دو نوع دوست دارد : مردان و زنان بدكار . ( يعنى ساقى اين‌چنين زنى مىباشد )

1750 - استيلاى عشق

هنگامى كه عشق مستولى شده درد ادراك نمىشود و تجربه بهترين شاهد بر اين مقوله است . سمنون محب ، حكايت كرده كه : در جوار وى ، شخصى بوده ، جاريه‌اى داشته بسان يد بيضاى
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 728 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى