و الفتى الحاذق الأديب إذا ما * خانه الدّهر لم يخنه العزاء
إن ألمت ملمّة بي فإنّي * في الملمات صخرة صمّاء
حائر في البلاء علما با * نّ ليس يدوم النعيم و البلواء
( ديوان منسوب به امير المؤمنين على عليه السّلام )
* * * زندگى دو حالت بيشتر نيست : آسايش و سختى و بهره و نصيب بيشتر ندارد ثروت و تنگدستى [ نعمت و بلا ] . و انسان زيرك هرگاه دهر به او خيانت نمايد هيچگاه صبر و تحمل به او خيانت نمىنمايد . هرگاه حادثهاى و اتفاق بدى پيشامد نمايد همانا من در پيشامدهاى مشكل و سخت مانند كوه مقاوم و بزرگى هستم و همواره در بلاها شكيبا هستم ؛ زيرا يقين دارم هيچگاه نعمتها و سختىها دوام ندارد .
1748 - لا يتناهى
وعدك لا ينقضى له أمد * و لا لليل المطال منك غد
عللتني بالمنى غدا فغدا * إن غدا سرمدا هو الأبد
يضحك عن واضح مقبلة * عذب برود كأنّه البرد
أحول من حوله ولي ظمأ * إلى جنى ريقه و لا أرد
و كلما زدت وجهه نظرا * بدت عليه محاسن جدد
( ابن مطروح )
* * * پيمان تو هرگز پايان و نهايتى ندارد و شب دراز تو نيز هيچگاه سحر ندارد . مرا با آرزوها روزى بعد از روزى در انتظار گذاشتى و روزهاى تو ابدى است و هيچگاه نهايت و انتها ندارد . مىخندد با دندانهايى كه از روبهرو نمايان است درحالىكه شيرين و سرد است مانند برف [ دندانهايش مانند برف در شيرينى و سفيدى و سردى است ] . از كنار او به جهت ديگرى مىروم درحالىكه تشنه آن آب دهان هستم و هيچگاه سير نمىشوم . و هرچه بيشتر به صورت او دقت مىكنم و نگاه مىكنم ، زيبايىها و محاسن بيشتر و جديدترى در او ظاهر مىشود .
* بيت اخير از اين ابيات از قول « ابو نواس » مأخوذ است .
كأنّ ثيابه اطلعن * من أزراره قمرا