تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
و أوطنت المكاره و أطمأنت * و أرست في مكامنها الخطوب فلم تر لانكشاف الضرّ وجها * و لا أغنى بحيلته الأريب أتاك على قنوط منه غوث * يمنّ به اللطيف المستجيب فكل الحادثات و ان تناهت * فموصول بها فرج قريب
( ابو تمام ) * * * هرگاه نااميدى بر دل‌ها شامل شود و سينه گشاده به آن تنگ و افسرده شد و چيزهاى ناپسند و گرفتارىها منزل گزيد و به جاى خود مطمئن شد و در باطن و ذات خود ناراحتىها را استوار گردانيد و محكم نمود و هيچ راه و چاره‌اى - براى از بين رفتن مشكلات نمىبينى - و هيچ تدبيرى را عاقل و خردمندى نمىتواند در آن بيابد . بناگاه در نهايت نااميدى و بيچارگى كمكى از سويى به تو مىرسد كه خداوند مهربان در آن دعوت تو را اجابت مىنمايد . پس همه سختىها و گرفتارىها اگرچه زياد و در نهايت و غايت باشد پس به آن‌ها گشايش و آسايشى متصل است .

1740 - صبورى

و كم غمرة هاجت بأمواج غمرة * تلقيتها بالصبر حتى تجلت و كانت على الأيام نفسي عزيزة * فلما رأت صبري على الذلّ ذلّت
( ناشناس ) * * * و چه بسيار است سرگردانى و سختىهايى كه با امواج ديگر سختىها و ناگوارىهاى زمانه به پا خواسته است با صبر و شكيبايى به آن‌ها برخورد كردم تا اين‌كه بر طرف شد و بعد از شب‌هاى تاريك ، روز روشن فرا رسيد و جان من بر گذشت روزها سخت محترم و ارجمند شده بود پس آن هنگام كه صبر مرا ديد ، خوار و پست شد .

1741 - شب و روز من

« عبد اللّه بن دمينه » از اعراب بنى عامر است و شعر او به خلاف معاصرانش در نهايت لطافت است و اين‌گونه شاعرى از آن زمانه بسيار عجيب است . « عباس بن اخنف » از شعر او به وجد مىآمد . و اين از جمله شعر اوست :