قبول كنيد و اگر از اتباع ابليس و جنود اوييد ، اقرار به طهارت وى نماييد » .
1719 - چهرهء مردان و زنان
زن ديوجانس حكيم او را به زشتصورتى عيب كرد . ديوجانش وى را گفت : اى زن ، چهرهء مردان در پس اعمال ايشان نهفته و ليكن زنان را كردار در پس چهره مخفى است .
1720 - شر
« ديوجانس » روزى زنى را ديد كه سيل او را مىبرد . گفت : اين ، همان جاست كه مثل گفته است ، بگذار شرّ را شرهاى ديگر بشويد . نيز زنى را ديد آتش حمل مىكرد ، گفت : حامل ، شرتر از محمول است .
1721 - شرّ زنان
نيز « ديو جانوس » زنى را ديد كه آراسته ، روز عيد بيرون گشته است . گفت : اين زن برون آمده تا ببينندش نه آنكه بيند . دختركى را ديد كه كتاب مىآموخت . گفت : سمى است كه زهر مىنوشاند .
1722 - دانش و بلا
يكى از ياران اسكندر گفت : شبى وى ياران را خواند تا ستارگان را به ايشان نشان دهند و خواص و مسيرشان بنمايانند . همگى را به باغى برد و قدمزنان با دست ستارگان را مىنمود تا اين كه به چاهى اندر افتاد . گفت : كسى كه به دانش فوقانى پردازد ، به بلاى تحتانى گرفتار شود .
1723 - بلاى دنيا
از « حسن بصرى » پرسيدند : دنيا را چگونه مىبينى ؟ گفت : بيم بلاى دنيا ، مرا از فرح نعمت آن بازداشته ؛ « ابو العتاهيه » اين مضمون را منظوم ساخته :
تزيده الأيام إن أقبلت * شدة خوف لتصاريفها
كأنها في خال إسعافها * تسمعه وقعة تخويفها
* * *