گرفتى . خواهى مرا آلوده كنى . تو از من اولى و احقّترى . پس بعد از چند مناظره ، اياس را متولى امر قضا كردند .
1731 - حاجت اياس
اياس در زمان طفوليّت ، عزيمت شام كرده ، پير سالخوردهاى غافل از اينكه اياس را در مكتب دانايى ، صد پير كهنسال ، طفل مكتبخوان است ، با وى به مقام دعوى درآمده ، هر دو با هم به محكمه رفتند . اياس با پير به صداى بلند شروع به مذاكره و مناظره نموده ، قاضى گفت : خموش و با اين پير هموارتر بگو كه از تو بزرگتر است . اياس گفت : حق از او بزرگتر است . من كه خموش شدم ، چه كسى به حجّت من ناطق شود . قاضى گفت : تو هرچه گويى ، دروغ است . اياس گفت :
« لا إله الا اللّه » ؛ پس قاضى نزد عبد الملك رفته ، وى را از مناظرهء پير و اياس خبر داده ، عبد الملك گفت : زود باش و حاجت اياس را به جاى آر ! و از شهر بيرون كن كه اهل شام را مفسدهاى عظيم است .
1732 - در تخفيف سختىها
براى آسان ساختن مصيبت و تخفيف سختىها ، راههاى گوناگونى است ؛ چون مقارن حزم و مصادف عزم شوند ، ظهور آن مصايب آسان و تأثير ضرر آن ، قلّتى حاصل كند . چه نفس را معلوم است كه بقا معدوم و جميع اشيا منقضى و دنيا را مدار بر يك حالت نمىباشد و از آن جمله ، معلوم و مشخص است كه هر روز تا به آخر مىرسد ، جزئى از مصايب مىگذرد و تو از گذشتن آن غافلى .
چنانچه شاعر گفته :
تسلّ عن الهموم فليس شيء * يقيم فما همومك بالمقيمة
لعل اللّه ينظر بعد هذا * إليك بنظرة منه رحيمة
( ناشناس )
* * * همواره از غصهها و ناراحتى به درآى و آرام باش زيرا هيچ چيز در دنيا باقى نمىماند همانطور كه غصهها و ناراحتىهاى تو نيز باقى نخواهد ماند . شايد خداوند بعد از اين به تو بنگرد ؛ به نگاهى از سر رحم و شفقت .
و از آن راهها اينكه بدان بلايى كه بر تو نازل نشده و تو را از آن محفوظ داشتهاند ، بسى از اين